بچهٔ قلهک

بازگشت حسین درخشان پس از هشت سال به ایران

در ستایش «کنعان»

نوشته شده در ۳ آبان ۱۳۸۷

جای دوستان ترک وطن کرده خالی، دیشب اولین فیلم ایرانی‌‌ام را در سینما سپیده در خیابان انقلاب دیدم که خیلی حال داد. «کنعان» از مانی حقیقی — که اتفاقا بچه محل‌مان هم هست و برای همین هم به نان سنگکی میدان هدایت در فیلم یک حالی می‌دهد.. خیلی خوشم آمد و به نظرم کاملا قابل ارایه در سطح جهان است. این اولین فیلمی بود که از حقیقی دیده‌ام. ولی به نظرم بزرگترین حسن او این است که اصراری به نشان دادن یا گفتن همه چیز ندارد. به نظر من اصولا سینما یعنی اینکه آدم تصمیم بگیرد چه چیزهایی را نشان ندهد یا نگوید تا اینکه تصمیم بگیرد چه چیز را نشان بدهد یا بگوید. این است که آن را هنر می‌کند و مانی حقیقی و تیمش (تئوری مولف در سینما سالهاست که مرده است و کارگردان را دیگر نباید محور یگانه‌ی فیلم دانست) این را خیلی خوب فهمیده‌اند.

مجله‌ی فیلم این ماه را خریده‌ام، ولی هنوز نخوانده‌امش. اما بگذارید بگویم که دو صحنه‌‌اش را خیلی دوست داشتم و پیش خودمان بماند چشمی هم تر کردم با دیدنشان: وقتی برای اولین بار بغض مینا می‌ترکد و سر بر شانه‌ی خواهرش می‌گذارد و می‌گرید، بدون اینکه دوربین اصراری بر نشان دادن صورت گریان ترانه علیدوستی کند. یکی هم آنجا که مینا با دماغ و صورت خونین به خانه می‌دود و در تاریکی اتاق خواب گریان به آغوش شوهرش پناه می‌برد و صدای مردانه و مهربان محمدرضا فروتن که او را نوازش می‌کند. یک صحنه را هم دوست نداشتم، چون کلیشه‌ای بود: آنجا که در ماشین دعوا کردند و همزمان با اوج جیغ و دادشان نزدیک بود با یک کامیون بوق‌زن تصادف کنند.

ولی چیزی که این روزها اذیتم می‌کند این غم و ناامیدی و حسرت و افسردگی‌ای است که از در و دیوار تهران پاییزی این روزها می‌ریزد و به نظرم یکی از دلیل‌هایش هم محصولات فرهنگی این روزها اعم از فیلم‌ها و آهنگ‌های پاپ و سریال‌های تلویزیون است. زندگی زیر تحریم و فشار اقتصادی ناشی از آن و هوای آلوده و ترافیک و استرس تولیدی آن همینطوری‌اش اصلا ساده نیست، این فیلمها و آهنگ‌ها و سریال‌ها هم همه راجع به درد و رنج مردم فقیر یا غنی است، هر کدام یک جور. پر از گریه و زاری و مرگ و عشق شکست‌خورده. بابا آخر با این همه افسردگی و غمی که هر روز در این شهر پاشیده می‌شود چطور می‌توان مردم را برای مقاومت و پیشرفت و نوآوری و رشد امیدوار نگه داشت؟ این‌ها انرژی منی که سالها خارج زندگی‌کرده‌ام و امیدوار و مثبت برای کمک کردن بازگشته‌ام را در چند ساعت کامل تخلیه می‌کند. چه رسد به مردمی که مثل من پشت‌شان گرم نیست که بگویند اگر خیلی وضع بد باشد می‌روند و شادی و صلح را جای دیگری از دنیا پیدا می‌کنند.

این یکی از بزرگترین اشکال‌های فضای فرهنگی این مملکت است، به نظر منی که دارد یک هفته می‌شود برگشته‌ام. هیچ جای دنیا هیچ‌کس نمی‌تواند با دیدن و شنیدن این همه غم و غصه و افسردگی، ذره‌ای امید و انرژی مثبت برای کار و پیشرفت و نوآوری و ایستادگی دربرابر زور و دزدی داشته باشد. من واقعا نمی‌فهمم که چطور کسی این را نمی‌بیند. من را خیلی می‌ترساند.

نظرات خوانندگان

۸۰ نظر از خوانندگان درباره‌ی مطلب “در ستایش «کنعان»”

  1. علی
    آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ

    ای آخخخخ !! داری یواش یواش می فهمی ..

    متاسفانه برای مردم عادت شده که در سیاهی و بی رنگی زندگی کنند. مردم توی ایران بیشتر ادای زندگی رو ر میارن.
    یادمه وقتی بازی تاریخی ایران و استرالیا اتفاق افتاد و شلوغ شد. در تلویزیون یکی از مسئولین گفت :
    ما برای شادی کردن برنامه و تجربه ایی نداریم بهمین جهت هم کنترل از دست ما خارج شد اما برای عزا داری خیلی مجهزیم و همه چیز تحت کنترله …

    متاسفانه حکومت ایران با افراط در مذهب و خرافات
    مردم را خسته و غمگین کرده . همه خموده هستند.

    یادمه حداقل دو روز در هفته وقتی صبح می رفتم سرکار رادیوی ماشین همون اول صبح مارش عزا می زد و من چقدر حالم گرفته می شد.

  2. رضا
    آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

    هنوز زیاد نگذشته
    یه کم دیگه گندت در میآد.
    مثل یه تخم مرغ گندیده

  3. دانشجو
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۶ ق.ظ

    جناب درخشان ، این حکومت اساسا حکومت وحشته . حالا تو هی راه بیفت تو کوچه و خیابون و دنبال امید و شادی و انرژی مثبت بگرد .

  4. Dara
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۹ ق.ظ

    حسین عزیز، دمت گرم. رفتی ایران. خیلی مردی. کلی با این حرکتت حال کردم. هر روز دارم وبلاگتو چک میکنم. منم یه روز میام. این انرژی مثبت رو همینطوری نگه دار. موفق باشی. خیلی چاکرتیم.

  5. ws
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۰ ق.ظ

    آقای درخشان بابا حداقل بخاطر بچه های اعدامی ۶۷ که همسن و سالای من و تو توشون کم نبودن از یک تیرخلاص زن که افتخار هم می کنه حمایت نکن. نگذار روزی برسه که همین اپوزسیونی که می خندی بشون جواب سختی بهت بدن. دنیا رو سیاه وسفید نبین. چرخ روزگار هیچ وقت به یک سمت نچرخیده به قول معروف گهی زین به پشت و گهی پشت به زین. خیلی برای خودت دشمن ساختی مخصوصا این چند روزه که یکی از بچه های بلاگر دروغ یا راست شدیدا آبروت رو به خطر انداخته و جو بدی عله تو درست کرده.آخه مرد مومن از خودت نمی پرسی همین دولتی که ازش حمایت می کنی با خرج کردن پولی که زمانی قرار بود سر سفره مردم باشه ۱ ریال هم توی صندوق ذخیره ارزی نگذاشته و حقوق بازنشسته ها و فرهنگیان و کارگران دو ماه است که به شکل کامل پرداخت نمی شه. تو که ماشاالله باید این مسائل رو بفهمی. داری از کسایی دفاع می کنی که مردم حداقل باید بگم بخش بزرگی از مردم هر روز صدها بار از صمیم قلب آرزوی نابودیشون رو می کنن. من اصلا از امثال آقای خاتمی حمایت نمی کنم ولی برادر اقتصاد و سیاست عرصه فعالیت پوپولیست هایی مثل احمدی نژاد ها نیست. به خدا درک نمی کنم چرا اینجوری شدی تو ولی باور کن به عنوان یک هموطن خیلی دلم از این رفتارت زده شده. مشکل جریان های مبارز توی ایران همیشه ان بوده که آرمان هاشون رو به خاطر تصویه حساب های شخصی با ایکس و وای یا فراموش کردن یا ازشون عقب نشینی کردن.

  6. روشنک
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۶ ق.ظ

    هانیه توسلی نه هودر جان !.. ترانه علی دوستی !..

    ضمناً به اطلاعات آلودگی هوایی که شهرداری و سازمان محیط زیست ارائه می دهند چندان اعتماد نکن .. وضعیت آلودگی هوای تهران از آنچه اعلام می شود وخیم تر است . سراسر تهران آلوده است اما آلوده ترین مناطق همانهاست که گفتم . شاید شهر ری به اندازه میدان شوش و میدان آزادی آلوده نباشد اما مطمئناً از میرداماد و تجریش و ولنجک تمیزتر نیست البته این بستگی به نوع مواد آلاینده هم دارد .

  7. Sara
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۲ ق.ظ

    هر چی از دل هنر در میاد درست آینه حال روحیه ی مردمش تو اون دوره است. مثل اثرایی که درست بعد جنگ جهان دوم اومدن بیرون. پر از یاس و ناامیدی.
    تو هم نمیتونی به یه هنرمند بگی بیا برای دلخوشی بقیه یه چیز شاد بساز بابا!! هنرمند دروغ نمی تونه بگه. هنرمند هم یکی از همون آدماست. پیوسته با آدماست.
    حتا کاراهایی که کمیکی که تلویزیون ایران پخش میکنه به نظر من آخر آخرشون خیلی دردناکن، مردم هم خودشون میدونن.

  8. Assigned Reader
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۲:۴۳ ق.ظ

    مشکلات بنیادی ایران ازراه نابودی۲ موسسه سنتى حل میشود که منافع خود را در عقب ماندگی سیاسی واقتصادی ایران میبیند و بهمین دلیل با هم رابطه تنگاتنگی دارند. ۱) سیستم سنتى بازار (بویژه در تهران و سپس در شهرستانها. ۲ ) سلسله مراتب مذهبى قم. گزینه های دیگر تنها در سطح «رفرم» و بزک خواهد بود.

  9. علی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۳:۱۹ ق.ظ

    حاج هودر تو که فرانسه دوست داری، بیا و لینک وبلاگ منم که تازه شروع کردم یه گوشه بذار تا هم ۴ نفر بیان بخوننش که من تشویق شم ادامه بدم. هم به جریان آزاد اطلاعات کمک بشه. هم یه ثوابی ببری.

  10. نیم
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۴:۲۷ ق.ظ

    فیلم بگذار از ایران پسر
    دل مون تنگ شده
    مشکلی با فرستادن در یوتیوب داری بفرست به من خودم برات می گذارم بالا

    در مورد فیلترینگ یوتیوب هم بنویس. به نظرم قلم ات موثره. اصلن کار منصفانه ای نیست. بستن یوتیوب مثل ممنوعیت دستگاه پخش ویدیو می مونه.

  11. ناشناس
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۵:۱۸ ق.ظ

    سلام- هرکسی هر چه می خواهد بگوید من که فامیل شما هم هستم از برگشتنت خیلی خوشحالم . راههایی برای در رفتن از فیلترینگ هست که کم کم خودت پیدا می کنی . فیلم آواز گنجشکها هم فیلم خوبی است . به آلودگی هوا هم عادت می کنی. بهر حال قدمت سر چشم.خوش آمدی

  12. kherad
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۵:۴۴ ق.ظ

    جناب درخشان
    یک کمی زود به نتیجه رسیدی عزیز. خوشحالم که لااقل مثل رئیس جمهوری محترم مملکت رو کشور گل و سنبل نکردی. ولی کمی صبر کن. هنوز درد این مردم به استخونت نرسیده.

  13. Ali
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۵:۵۴ ق.ظ

    سلام. به نظر میرسه بعد برگشتن مخت تکون خورده و بجای پاچه خواری شروع کرده ای به بیان مشکلات و راه حلهای واقعی زندگی مردم کشورت.نمی دونم تا کی میتونی دووم بیاری و تو ایران بمونی ولی امیدوارم دوباره بشی همون حسین درخشان دوست داشتنی قدیم و هودر بودن نفرت انگیز سالهای اخیرت رو رها کنی.

    موفق باشی

  14. نیم
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۵:۵۸ ق.ظ

    فکر کردم سنگک میدان هدایت را می گویی که قابل ارایه در سطح جهان است.

    (ببینم تو مک داری. من تازه خریدم. همزه اش کجاست؟!)

  15. مانی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۷:۵۰ ق.ظ

    خوب معلومه حسین جان

    این غم و افسردگی که روی جامعه ایرانی سایه انداخته رو فقط وقتی می شه بهتر حس کرد که از بیرون بهش نگاه کنی یعنی محیطهای دیگرو تجربه کرده باشی تا بفهمی چقدر برخوردهای روزمره مردم از اون آرامش و احترام و لبخندهای انسانی داره تهی می شه و این فیلمها و سریالها و .. هم دارن به این قضیه دامن می زنن.

    این مطلب در مورد چیزهای دیگه مثل عدم اعتماد دولت به حرکتهای اجتماعی و اکتیویستها و اقلیتها هم صادقه. اگه دولت ببینه که با دادن فضا این حرکتها در واقع راحت تر کنترل می شن و به قول معروف باد آماسهای اجتماعی خالی می شه اینقدر با ترس و لرز با قضایای کرد ها و سنی ها و زنان و کارگران برخورد نمی کنه بعلاوه بهانه هم دست رادیوهای بیگانه نمی ده که پیراهن عشا مومنی هوا کنند . من می خوام یه بار هم که شده پا شم برم آمریکا بگم می خوام راجع به حقوق سیاه پوستها تو کشورتون یه مستند بسازم ببینم اصلا بهم ویزا می دن حالا اجازش پیشکش.

    هر چند اینا هر کار بکنی یه چیزی هوا می کنند مثل اون ساندویچ ۱/۵ کیلومتری که تو پارک ملت ساختن و مایه بسی خوشخالی بود که از این حرکتها تو ایران داره انجام میشه ولی اون رویترز بی پدر مادر به قلم اون زهرا کاظمیان وطن فروش برداشت چطور خبر رو منعکس کرد.

  16. مانی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۷:۵۶ ق.ظ

    زهرا حسینیان منظورم بود ادیتش کن لطفا

    http://news.yahoo.com/s/nm/20081017/od_nm/us_guinness_sandwich;_ylt=AhOhhvRYAsQAN3fhG6X403Ks0NUE

  17. عباس بنی اسدی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۱۵ ق.ظ

    جناب بچه قلهک همه اینهایی که شما می بینید را مردم خیلی وقت پیش دیده اند و هر روز با گوشت و پوست حس می کنند - منتها در حکومت دیکتاتوری احمدی نژاد و مقام معظم رهبری که شما تازه به حلقه دوستان ایشان پیوسته اید کسی جرات بازگو کردن آنرا ندارد . کسی جرات ندارد (بطور رسمی و رسانه ای والا مردم کوچه و بازار دائم از آن حرف می زنند) بگوید نظارت استصوابی آقای جنتی منصوب آقای خامنه ای باعث شده در این ۲۰سال افراد متخصص و نخبه خانه نشین شوند و سطوح بالای مدیریت دست یک عده حزب اللهی بی سواد مثل احمدی نژاد و نماینده های اصولگرای مجلس هفتم و هشتم و … بیفتد . کسی جرات نداره بیاد توی تلویزیون و بگه انرژی هسته ای از نون شب (تورم - آلودگی هوا - ترافیک - فقر - بیکاری و .. ) واجب تر نیست . بله جناب بچه قلهک همه می بینند منتها جرات اعلام با صدای بلند ندارند . توی کامنت قبلی گفته بودم که کم کم داری یک چیزهایی می فهمی ( البته قبلا هم می دونستی منتها حس نکرده بودی ) . در ضمن مواظب باش با نوشته های انتقادی ات و نمایش همه کامنت ها فیلتر نشی . امیدوارم که سلامت باشی و مطلب بنویسی من ازت خوشم میاد

  18. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۰ ق.ظ

    • پاسخ به عباس بنی اسدی: شما اگه عمیق‌تر نگاه کنین دلیل تمام مشکلات استعمارزدگی مغزهای ماست و دستیابی به انرژی اتمی یک مساله‌ی حیاتی برای پایان دادن به این چرخه‌ی بی پایان است.

  19. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۲ ق.ظ

    • پاسخ به نیم: من مک ندارم هنوز.

  20. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۳ ق.ظ

    • پاسخ به Ali: من خودم هستم، نه اونی که شما میخوای دوست من. الان هم دیگه فقط نیمه خالی یا پر لیوان ایران رو نمی‌بینم. هر دوش رو می‌بینم.

  21. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۳ ق.ظ

    • پاسخ به Sara: این مرغ و تخم‌مرغه. ولی بالاخره باید از یه جا شروع بشه دیگه. همه جای دنیا هم همین شده.

  22. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۰۰ ق.ظ

    • پاسخ به ws: نوریزاده زیاد میخونی. احمدی نژاد هیچوقت حتی نظامی نبوده، چه برسه به تیر خلاص زن. در دوران جنگ فقط مهندس داوطلب بوده و حتی عضو رسمی سپاه هم نبوده. این مزخرفات رو باور نکن الکی.

  23. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۰۶ ق.ظ

    • پاسخ به دانشجو: شما راجع به همه چیز اینطوری به راحتی حکم‌های مطلق کلی بی‌تاریخ میدی؟ انگار که از درسات هیچی یاد نگرفتی دوست من.

  24. sabaa
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ

    حسین درخشان این جماعت اینقدر تلویزیون ماهواره ای نگاه کردند که مغزشان از کا رافتاده است . متاسفانه اشکال اساسی این است که در جریانات سهم خودش را در نظر نمی گیرد. من ایران که بودم رئیس جمهور اعلام کرده بود خانم ها بروند ورزشگاه برای دیدن فوتبال . از یکطرف بخشی از روحانیون به او حمله ور شدند از طرف دیگر مثلا حقش بود مردان تماشای فوتبال را برای یکبار هم که شده تحریم میکردند ورئیس جمهور را حمایت میکردند اما در فکر آنها اصلا حالا به درک که زنان نیایند و تازه یکی از فامیلهای ما می گفت آخه بد است که زنان بیایند آنجا همه خیلی فحش های رکیک میدهند گفتم چرا جلوی دهانتان را نمی گیرید؟ و می خواهید زنان نیایند تا شما هرچقدر می خواهید فحش دهید !! منطق را ببین . این فقط یک رقم است . بنابراین موارد بیشمار دیگری است که اگر شکافته شود همین حضرات در تک تک موارد خود بخشی از بوجود آوردن مشگلات هستند و حاضر نیستند هیجگونه فداکاری در هیچ موردی انجام دهند و متاسفانه می خواهند از آسمان و یا از طرف آمریکا کسی برای آنها کارها را درست کند. در مورد فوتبال حالا بماند که اصلا من با صنعتی شدن این قضیه بسیار مشگل دارم و باید در بحثی دیگر این بربریت مدرن را به چالش کشیداما در مورد ممنوعیت ها مشگل فقط حکومت نیست حرف من این است .

  25. ه
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۲ ق.ظ

    دکتر سامی رو چی میگی؟

  26. بریر حسینی سعادت
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۴ ق.ظ

    من یه چیز میدونم و اون این که زیر پوست ما ایرانی ها میشود ذره ای امید و آرزو پیدا کرد. که اگر اینطور نبود مسلما انقلاب میکردند و پایتخت را به آتش میکشیدند و صد البته دیگر مثل زمان خمینی نیازی هم به رهبر نداشتند چرا که هرکدام از ایرانیان خود را از بزرگترین فلاسفه و احرار جهان می دانند. اگر باور ندارید سری به صف های بلند نان سنگک بزنید که چه احراری در صف به انتظار نان ایستاده اند و چه اظهارنظرهای جالبی درمورد وضع مملکت خویش دارند که شنیدنش هم فال است و هم تماشا.

    به کل در کشوری که همه خدایان کوچکی دارند و براساس قوانین خدای کوچولوی خود زندگی میکنند نباید حرفی از قانون مداری و فرهنگ زد چرا که کار این کشور از ریشه خراب است و مردمش اگر پای دعوا بر سر یک عدد نان بیفتند نه قانون را میشناسند (که از آن دم میزنند) نه پلیس را. نه اصلاح طلب را. نه اصولگرا را. نه رهبر را. نه برادرشان را و نه خواهرشان را و نه رئیس جمهورشان را و نه روشن فکران را و…. بلکه تنها به فکر تصاحب آن یک عدد نان خود هستند و بس.

    این مارمولک بودن ایرانی که در کنار اظهار نظراتش به طرز مرموزانه ای به فکر داشتن تمامی امتیازات زندگی شخصی اش هست تنها منحصر است به خودش و بس!!!!
    جامعه شناسان مختلف میگویند:
    یادم است که در یکی از همین وبلاگهای سیاسی -
    انتقادی - اجتماعی خوانده بودم که:
    ایرانیان تنها به فکر خوش گذرانی و سلامت خویش هستند و همچنین بیگانه پرستی (که اسمش را به غلط گذاشته اند مهمان نوازی) و همه اینها همراه است با کمی احساسات و عواطف بی حساب و کتاب که هر از گاهی گل میکند و آن را در قالب تعارف نثار یکدیگر میکنند (آن هم جایش البته همیشه دم در بوده است و بس: که آقا جان من شما بفرمائید داخل. نخیر. نخیر. اول شما.. جان من نمیشود. بفرمائید. جان فاطمه زهرا بفرمائید.)

    خوب است که ابتدا ادبیات و فرهنگ خویش را اصلاح کنیم و سپس با نداشتن ذره ای فهم و شعور یک تنه برویم به جنگ دولتمردانی که نمیدانیم کارشان صحیح است یا درست…. (این را گفتم برای آن دسته ای که فکر میکنند اگر دانشجو باشند روشنفکر هم هستند و اگر هر دوی اینها باشند از احرار به حساب می آیند و حرفشان را نباید قطع کرد)

    بگذریم. ملت ایران متاسفانه ملت مارمولکی است که هیچ راهکاری برای اداره کشور ندارد و تنها به فکر سعادت و خوشبختی خویشتن است و هرگز از هیچ چیز گذشت نمیکند مگر در مواقعی که فرمانی که دریافت میکند با زر و زور توام باشد.

    ایرانیان متاسفانه نحوه صحیح اعتراض را نمیدانند.
    ایرانیان نمیدانند که انتقاد اگر در کشورشان مد شد به آن معنی نیست که هرکس بیاید و حرفی بزند.
    ایرانیان نمیدانند….. (به واقع ما خیلی چیزها را نمیدانیم. نیاز به تربیت و آموزش داریم که آن را هم هرگز استقبال نکرده ایم و تنها پس زده ایم و طبق قوانین خدای کوچک خودمان گفته ایم: این غلط است. آن درست است.

    ازدواج موقت را خلاف میدانیم و طرفدارانش را دشنام میدهیم. اما بی حجابی را چون مد است دوست می داریم و از آن یکپارچه حمایت میکنیم.

    خر تو خری است در این مملکت. خر تو خر محض!!!!

  27. بریر حسینی سعادت
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۵ ق.ظ

    حسین جان شرمنده که چندان با پست هماهنگی نداشت. چون به هرحال یک درد دلی بود!!!

    البته درمورد سینمای ایران باید بگویم اگر حمایتی بشوند شاید کارشان حرفه ای تر شود.

    من که الان حدود ۱۰ سال است که پا به سینما نگذاشته ام و تماما در حال تماشای دی وی دی های هالیوود هستم. کلا حواسم خیلی به سینمای ایران نبوده!!!!!

  28. M
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام آقای حسین
    احتمالا از روز مشخصات پر کننده کامنت باکستون بتونید منو مقداری بشناسید.
    حقیقتا من شما رو نمی شناسم و این اولین باری هست که نوشته هاتون رو می خونم . خوب می نویسید . آخرین پست صفا من رو کنجکاور کرد که بیام و نوشته هاتون رو از زمان ورود به وطن بخونم …
    از اونجا که هم محلی هم هستیم باید یه خوش آمد گویی حسابی بکنم :) حرف واسه گفتن خیلی زیاده . . . خودتون به دلیل برخورداری از قدرت آنالیز قوی باعث شدین که من چیز زیادی ننویسم.فقط تبریک میگم : اول بازگشتتون رو به وطن و دوم بخاطر همسایه و هم محلی بودن باز هم …

  29. Mohsen
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

    I can bet that you are not in Iran; I sit part of your MSc project to show it is possible to make people minds using the power of persuasion by media

  30. هرکی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۳ ب.ظ

    اگه چند درصد احتمال می دادم به چرندیاتی که می نویسی واقعا باور داری،بعد از اومدنت به ایران و دیدن وضع مملکت از نزدیک دیگه کاملا مطمئن شددم چه آدمی هستی.
    بابا بی خیال جون هر کی دوس داری! اون قدر مالیدی براشون که اعصاب همه رو خورد کردی. راهتم دادن که بیای ایران دیگه بی خیال شو….ما هم قبول کردیم که اینا که می گی اعتقدات قلبیته:
    “دلیل تمام مشکلات استعمارزدگی مغزهای ماست و دستیابی به انرژی اتمی یک مساله‌ی حیاتی برای پایان دادن به این چرخه‌ی بی پایان است.”
    واقعا عجب قلمی داره این معصومه علینژاد عجب اصطلاحی راجع بهت به کار برده!!”فاحشه سیاسی” …..کل احساس آدم رو راجع به تو یک جا خال می کنه!

  31. دغدغه های من
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۲:۱۴ ب.ظ

    سلام رسیدن بخیر امیدوارم در راهی که پیش گرفته ای موفق باشید .کنعان را هنوز ندیده ام اما به دیدن آواز گنجشک ها و دعوت هم برو

  32. جهانبخش
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۳:۱۸ ب.ظ

    این جا را واقعا هستم . این تلویزیون گویی ماموریت سری و ویژه دارد که مردم را دق بدهد . مرده شور هرچی بازیگر و کارگردان و کارشناسان امور مختلف که می آیند توی تلویزیون فقط ور می زنند هم برد . این ها راسانسور نکنی .

  33. حمید
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۴:۳۱ ب.ظ

    قصد کامنت نداشتم،
    ولی دیدم یکی از دوستان (ws) مقداری تند رفته.
    واللا تا اونجایی که من خبر دارم همسای ی ما که معلم-ه و تازه هم حق التدریس داره حقوقشو میگیره فعلا !!
    در ضمن حقوق کارگرا به محمود چیکار داره؟!

  34. مستعار نویس
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۵:۲۰ ب.ظ

    آقای درخشان بنا بدلایل شخصی لازم نمی بینم اسم حقیقی خودم رو ذکر کنم! اما درمورد احمدی نژآد و سابقه سپاهی بودنش که در کامنتها توضیح دادید و دروغهایی که از سر جهالت به خورد اینو اون میدید عرض می شود! این آقای احمدی نژاد شما دقیقاً یک فرد نظامی هست این رو هم مثل جنابعالی از سر باد معده و بخاطر اینکه ایران امده باشم نمی گم! اول اینکه این بابا سپاهی هست! بنا به استنادات صد در صد معتبر! موقعیکه من سرباز وظیفه بودم و این بابا اون زمانا داشت برای ریاست جمهوری خودشو اماده می کرد همه رده های نظامی مافوق ما از جایگاه و درجه این بابا اطلاع داشتن و اینم تو بخش مهندسی وابسته به ق.س.خاتم الانبیاء بود که بعدها از طریق بورس تحصیلی و سهمیه ای که دانشگاه علم و صنعت برای اینا قائل هست اکثر رده های نظامی مهندسی دانشگاه امام حسین به دانشگاه علم و صنعت اونم با سهمیه و پارتی بازی راه میدادن و می دن! سوماً جنابعالی اگه سربازی گذرونده باشی که نگذروندی اونم بخاطر پارتی بازی که بابات احتمالا برات کرده از ادبیات این احمدی نژاد می فهمی که طرف نظامیه، دقت کردی این بابا وقتی می ره سخنرانی این شعار « کی خسته هست؟» که بقیه هم جواب می دن دشمن! رو با جمع مطرح میکنه؟؟ می دونستی که این دیالوگ در واقع رجز خوانی و خوش بشی هست که بین نیروهای ارشد نظامی و سربازهای زیر دستشون انجام میشه؟ اگه یک پسر عمه و خاله یا کسییکه سربازی رفته باشه! دارید! برو ازشون بپرس که این دیالوگ رو کجا ها و کیا به زبون می یارن!
    ممنون میشم این کامنت رو منتشر کنی و خوانند ه های اینجا رو با استدلالاهای باسمه ای گمراه نکنی!

  35. دانشجو
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۶:۰۹ ب.ظ

    پاسخ به جناب درخشان ، دوست عزیز این حکم کردن نیست ، اینکه من میگم این حکومت اساسا حکومت وحشته یک چیزی است که از سر تفنن نمیگم ، فقط لازمه یه نگاه به تاریخ درخشان این انقلاب بندازی . من هم مثل هر ایرانی دلم برای ایران ، سربلندی ایران و مردم ایران میتپه . ولی دوست عزیز من هرگز و هرگز یاد نگرفتم خودم و دیگران رو گول بزنم . وقتی این حکومتی که به اسم اسلام بنا میشه و همون اول انقلاب ریشه روحانیتی که مخالف اصل ولایت فقیه بودند رو میکنن و یک سری اشون رو علنی و غیر علنی میکشن و یه سری اشون رو هم خانه نشین میکنن ، حالا میشه باور کرد که این حکومت با اغیار به رسم دوستی عمل کنه . این همه ما اعدام های دسته جمعی داشتیم تو زندانها . این همه بازداشت و زندانی داشتیم و داریم . بله اگه همین الان تو به عنوان یه شخص عادی راه بیفتی تو خیابون و به اول و آخر این حکومت فحش بدی شاید کسی کاری ات نداشته باشه ، میدونی دلیلش چیه ، چون این حکومت از من به عنوان یه نفر نمیترسه ، چون میدونه که من به تنهایی هیچ کاری از پیش نخواهم برد ، ولی کافیه همین که من دارم اعتراض میکنم یکی دو نفر دیگم با من همراه شن در این صورته که دیگه باید فاتحه خودم و اون افراد دور و برم رو بخونم . چرا بعد از سی سال ما نباید بتونیم تو این کشور آزادنه اصولی مثل ولایت فقیه رو نقد کنیم . چرا ما بعد از سی سال نباید از زیر بار نظارت استصوابی خارج بشیم . چرا ما بعد از سی سال هنوز یه روزنامه ، رادیو و تلویزیون و یه سایت کاملا مستقل نداریم . چرا بعد از سی سال هنوز این حضرات نتونستن یه سیستم اقتصادی کم نوسان ارائه بدن . چرا بعد از سی سال رئیس جمهور این کشور مثل بچه های احمق حرفهایی میزنه که یک ملت باید تاوان اون رو بدن . چرا بعد از سی سال این حکومت به ظاهر اسلامی و صد در صد ضد اسلامی و انسانی نتونسته جلوی دزدی های زیر مجموعه هاش رو بگیره . تا کی ما باید از این کشور و حکومت تو ذهن خودمون یه شیر قوی پنجه درست کنیم در حالی که یه شیر بی یال و دم و اشکم شیر نیست بلکه توهمی از یک شیره . این مردمی که اکثرشون زیر خط فقر هستن و از صبح که بلند میشن تا آخر شب تنها فکر و ذکرشون کسب یه لقمه نونه خیال میکنی دیگه میتونن شاد باشن ، میتونن به آینده امیدوار باشن ، میتونن یه ملت اثرگذار باشن و از همه بدتر خیال کردی حالا با این وضعیت ، این حکومت ، ناراحته و به فکر مردم . نه جناب درخشان تازه این حضرات خوشحالن که این مردم در دردها و رنجهای خودشون غوطه ور باشن و دیگه حتی نتونن درست به خیانتهای اونها توجه کنن . حالا اگه بازم دنبال مدرک و دلیل از وحشت آفرینی این حکومت میگردی یه کم چشمای پف کرده از خواب آلودگی ات رو بمال و یه آبی به سرو صورتت بزن شاید از این خواب غفلت بیدار شی . در آخر باید بگم که من هنوز دانشجو هستم و در حال یاد گرفتن و هنوز مثل حضرتعالی فارغ التحصیل نشدم ولی این رو بدون که خیلی چیزها یاد گرفتم و اولین اونها اینه که احمق نباشم و دیگه اینکه خودم رو به حماقت نزنم .

  36. عباس بنی اسدی
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۶:۱۲ ب.ظ

    پاسخ به پاسخ به درخشان عزیز : انشاء الله که با بدست آوردن انرژی هسته ای و رسیدن به خود کفایی در این زمینه ( تولید برق و کلی چیز های دیگه ) همه مشکلاتمون حل بشه . اونهم در دوره زمامداری آقای احمدی نژاد و حیات آقای جنتی و مقام معظم رهبری !! .

  37. Hans Lucas
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۰ ب.ظ

    نمی دونم کی بهت رسونده که تئوری مؤلف سالهاست که مرده است! ولی هرکی بوده اشتباه بهت رسونده. من نمی دونم چرا ما فکر می کنیم باید درباره ی همه چیز همین جوری یه اظهار نظری بکنیم!

  38. F.J
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۲ ب.ظ

    حسین نازنین سلام
    به زادگاهت خوش آمدی همینکه تشریف آوردی بهترین اتفاق هستش جای تو اینجاست کنار مردم مایوست مردمی که به تو نیاز دارن مردمی که یادشان رفته که انسان هستند

  39. Hans Lucas
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۳ ب.ظ

    در ضمن نزنی به مقاله ی مرگ مؤلف Barthes که ربطی نداره!

  40. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۱ ب.ظ

    • پاسخ به Hans Lucas: فکر کردی خودت فقط توی دنیا بارت خوندی؟

  41. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۳ ب.ظ

    • پاسخ به Hans Lucas: برو ادبیاتی که در نقد بازن توی این بیست سی سال در اومده بخون. مثلا کارهای پاولین کیل رئ. البته کارهای استراکچرالیست ها مثل بارت و فوکوی اولیه هم بسیار مهم هستند برای از بین بردن مرکزیت کارگردان به عنوان مولف.

  42. حسین درخشان
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۵ ب.ظ

    • پاسخ به مستعار نویس: هشامی ثمره به صراحت در مصاحبه با فایننشانل تایمز عضویت رسمی احمدی نژاد در سپاه رو نفی کرده. شما اگه سندی مهمتر از این این حدسهایی که داری رو کن لطفا.

  43. ویرا
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۶ ب.ظ

    من از اقای مستعار نویس سوالی داشتم چون به دلیل مونث بودن ! از سلسله مراتب در جبهه بی اطلاع هستم . سوال : ایا ان همه کاسب و معلم و کشاورز و دکتر و مهندس که به جبهه رفتند ارتشی و نظامی بودند و ایا لازمه رزمنده بودن یا فرمانده شدن در جبهه عضویت رسمی درارتش یا سپاه بوده ؟احمدی نژاد از رزمندگان و فرماندهان بسیار شجاع در جبهه بوده ( به گواهی همرزمانش ) و شعار هایی هم که میده یادگاری جبهه است . / حالا چه ربطی داره این چیزا به تیر خلاص زدن اخه ؟؟ بابا گیرم ایشون نظامی و سپاهی - تیر خلاص زن دیگه چه صیغه ایه این نوری زاده انداخته تو دهن همه ؟ ببینم ایشون صبحها به عنوان تیر خلاص زن کارت میزده میرفته اوین عصر هام باز به عنوان تیر خلاص زن کارت میزده میومده بیرون لابد ! حقوقشم به عنوان تیر خلاص زن میگرفته فیش های حقوقیش هم موجوده لابد ! اصلا تیر خلاص زدن از کی تا حالا شغل شده که نوری زاده کشفش کرده ؟؟

  44. ناشناس
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۹ ب.ظ

    آدم میخواد جرت بده بسکه زر زیادی میزنی ننه وبلاگ نویسی ایران!

  45. Hans Lucas
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ

    پسرم!
    اوّلاً، فکر کردی فقط خودت تو این دنیا Kael خوندی!
    ثانیاً،من اگر فکر می کردم که فقط خودم تو دنیا Barthes خوندم که به تو نمی گفتم که یه وقت بهش رفرنس ندی!
    ثالثاً، تو هم برو مقالات Peter Wollen و امثالهم رو بخون و ببین که موازی با همون ادبیاتی که نوشتی تو بیست سی سال اخیر در اومده، ادبیات دیگه ای هم داره پیش میره! اینجوری دیگه انقدر خام دستانه حکم های مطلق نمی دی درباره ی چیزی که تخصصی توش نداری. (اشکالی هم نداره! آدم که نباید از همه چیز سر در بیاره!)
    رابعاً، بهت گفته بودم که به Barthes رفرنس ندی. چون ربطی به چیزی که تو نوشتی نداره. Barthes, Foucault و استرکچرالیست ها این مسئله رو از یک جنبه ی دیگه بررسی کردن نه از اون جنبه ای که تو توی مطلبت نوشتی.
    خامساً، زیاد جدّی نگیر، به خودت هم زحمت جواب دادن نده! شنبه شبی بود، حوصله امان سر رفته بود، گفتیم تفریحی بکنیم!
    پیروز باشی

  46. ویرا
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۰ ب.ظ

    دانشجوی عزیز یه گشتی در نت بزن و ببین همون رادیو و تلوزیون مستقل در کشوری مثل ونزوئلا چقدر مقابل دولت سنگ اندازی کردند و چطور امریکا براحتی خریدشون . شدند بلند گو علیه دولت مردمی چاوز و کارشون شد دروغ پردای و تهمت زنی و تلاش برای براندازی دولت ضد استعماری چاوز . برای کشور هایی که در حال مبارزه با استعمارگران گردن کلفت و ثروتمند هستند ازادی دادن بی حد و حصر به رسانه ها و مطبوعات به صلاح نیست - چرا که کشور های قدرتمند و سلطه طلب از کوچکترین روزنه برای نفوذ به ساختار این کشور ها استفاده میکنند و به دلیل داشتن سرمایه فراوان و توانایی اطلاعاتی و جاسوسی بالا در دو شماره ! هست و نیست کشور های استقلال طلب رو بر باد میدند . به همین دلیله که در کشور هایی مثل کوبا یا ونزوئلا که در عین کوچکی مقابل استعمار بزرگ می ایستند چاره ای جز اندکی دیکتاتوری ! وجود نداره . دیکتاتوری ( اصطلاح بهتری پیدا نکردم ) برای حفظ یگانگی و اتحاد و برای حفظ تمامیت ارضی مقابل حریصان زیاده خواه تمامیت طلب استعمار گر .

  47. ویرا
    آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۸ ب.ظ

    در کامنت بالا ایران رو هم کنار کوبا و ونزوئلا اضافه کنید . غرض از مثال من تشابه این کشور ها از بعضی جهات به شرایط و وضعیت فعلی ایران بود .

  48. چله نشین
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۲۸ ق.ظ

    اگر گاهی هوس سکوت تهران را کردی …

    نیمه های شب قبل از اذان صبح صفایی دارد .

  49. mohem nist
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۳۹ ق.ظ

    حسین تو یه زمانی جامعه شناسی میخوندی درسته ؟ میدونی “تورم” چه بلاهایی سر یه جامعه میتونه بیاره ؟؟! ( از دیدگاه های غیر اقتصادی منظورمه)
    به نظر من به عنوان یه شهروند این یاس و نئشگی و ناامیدی که تو جامعه جریان داره محصول دو تا چیزه : ۱- احمدی نژاد ! بعد از روی کار اومدنش و رفتارهاش عجیب و غریبش و تحریم ها و گشت ارشاد بازیها و زنده شدن فرهنگ بگیر و ببند به سبک دهه ی ۶۰ ، مردم ( که واقعاً از این برنامه ها درست یا غلط متنفرند) تو یک یاس و افسردگی و بیتفاوتی معنی داری فرو رفتند ! مردم تو ۸ سال دوران به اصطلاح اصلاحات امدهای زیادی داشتند که نا امید شد و بعد از اومدن احمدی نژاد همه ش به یاس تبدیل شد !
    ۲- تورم : که از پیامدهای احمدی نژاد بود !
    تورم مثل سمه واسه یه جامعه ! ریشه یه جامعه رو میسوزونه ! شیره ی جون مردم رو میکشه ! دیگه واسه کسی رمق و انرژی نمیمونه که بخواد غیر از سیر کردن شکمش و تنازع بقا کار دیگه انجام بده ! یخورده تو بطن جامعه بیشتر بری بهتر متوجه میشی

  50. ........
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۰۵ ق.ظ

    شاید شما توان زندگى کردن در خارج از ایران رو نداشتین، اما تهران با پاریس یا لندن یا تورنتو و ونکوور قابل مقایسه نیست. لطفا شجاعت داشته باشید که بگید، من نتونستم بیرون از ایران زندگى کنم نه اینکه بگید، ایران بهتره.

  51. Banafsheh
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۶:۲۷ ق.ظ

    سلام…اولین باره وبلاگتونو می بینم…خیلی برام جالبه که برگشتین ایران…ما هم خونمون دولت بود…نوشته بودین نونوایی سنگکی میدون هدایت کلی دلم باز شد و یاد خاطراتم افتادم. در مورد آرایشگاه مردونه جوانانه هم پرسیده بودین یه دونه هست تو میدون تجریش…توی یه زیر پله که خیلی خوب می زنه و یه سری از بازیگرا هم مشتریش هستن…اسمش نخل ه…اگه آدرس دقیق خواستین بگین براتون بگم.

  52. ناشناس
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۹ ق.ظ

    احمق تر از تو در ایران زیادند. بنویس.

  53. unknown
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۱ ق.ظ

    دایره زنگی هم جالب بود، با کمی طنز البته موضوعی کاملاً اجتماعی دارد و مهمترین ویژگی اش نویسنده خوبش وبازی روان بازیگر هاست و البته پایان فیلم کمی توی ذوق می زند یک جور پایان اجباری آن هم از نوع ممیزی شده توسط ارشاد است بیشتر ولی کلاً جالب است.
    همین…

  54. ...
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۲۸ ب.ظ

    خیلی خوشحالم که اومدی …
    باورت نمیشه چقدر…
    آرزوی موفقیت میکنم برات…

  55. کیوان
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۸ ب.ظ

    خوب حالا احمدی نژاد مال سپاه باشه . حالا که چی ؟ هر کسی یه شغلی داره دیگه . یکی هم سپاهیه . اصلا خورد شما چیکاره اید ؟

  56. نیم نگاه
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۴۴ ب.ظ

    اتفاقا می بینند. اگر صحبت های رهبری و بعضا مقامات دیگر را ببینی، گاهی به این قضیه اشاره می کنند. این که نباید مردم را ناامید کرد. این یعنی کاملا حس می کنند که مردم ناامید و سرخورده اند. همین اخیرا رهبری سخنرانی داشت )۸۷/۷/۲۳( که در آن به ۵-۶ نکته اشاره کرده بود که دقیقا مهم ترین مسایل و بحران های روز جامعه بودند. مطمئن باش که بهتر از من و تو جو کشور توی دست مقامات هست. این که اغلب انکار می کنند لابد مصلحت است… و این که آیا راه برون رفتی هست… نمی دانم. چیزی که تو (و برخی دیگر مثلا حامد قدوسی) ازش به هیجان زندگی در تهران یا ایران تعبیر می کنید برای مردمی که روزمره با آن ها برخورد دارند هیجان انگیز نیست بلکه کاملا استرس زا و فلج کننده است…

  57. ویرا
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ

    جناب ناشناس ، منظورتان از احمق هایی که در ایران فراوانند همان احمق هایی نیستند که از شما عاقل ترند ؟ اگر جنابعالی از انها عاقل تر بودید که انقدر در جمعشان پلاس نبودید ، که دوتا دوتا !کامنت بگذارید ، دوست عزیز . یا علاف تشریف دارید و یا در کمال تاسف احمق تر از خیل احمق ها در ایران . /
    میگم نکنه تو زبل خانی ؟ تو اونی نیستی که بهش میگفتن زبل خان اینجا زبل خان اونجا زبل خان همه جا ؟ ای کلک - دیدم اسمتو گذاشتی ناشناس !

  58. شهرام جزایری - بندر عباس
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۸ ب.ظ

    آخه حسین بابا! جاسوس محترم ج . ا.ا. اینقر زر زر می کنی ادم دلش میخواد جرت بده. بابا این دری وریا چیه می بافی؟ مردم به خاطر همین احمدی نژاد بی ناموسه که دیگه آستانه ای براشون نمونده. مردم از صبح تا شب میدوند تا فقط همون شب گرسنه نمونن. دیگه تفریح و مسافرت پیشکش. خودتو و دوروبرای دروس و نبین که ۱درصد جامعه رو تشکیل میدن. مردک چرا نمیخوای بفهمی مردم اگه نون نداشتن بخورن تو دوره خاتمی, حداقل می تونستن با سیلی صورتشونو سرخ نگه دارن که آبرو حیثیتشون جلو در و همسایه حفظ بشه ولی حالا چی؟ همون سیلی رو هم احمد نژاد احمق ازشون گرفته. مردم به جون هم می افتان تا از هم بکنن. کسی به کسی رحم نمکنی. این مسائل اقتصادی یه طرف, طرف دیگه این بگیر ببندای مسخره قرون وسطایی که میخوان مردم رو به زور باتون بیارن به را خودشون. از خدا میخوان یه چشم قد وزغ بهت بده با عقل درست حسابی که بتونی ایران امروز و با گوشتو پوستت لمس کنی. در ضمن اینقدرم خایه مالی این مردک و نکن اگه دفعه بعد یه جناهی برنده شه که مخالف این دفعه هستش, خشتکت پرچم عثمانه ها!!

  59. laleh
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۳ ب.ظ

    حسین جان شرمنده ها! ولی خب دیگه باید یکی بهت گوشزد کنه که تصنع داره از پستهایی که تو ایران نوشتی میباره برادر! این حرفا چیه میزنی آخه؟ دوچرخه تو ایران؟ مقایسه تهران و پاریس و لندن؟ به قول رفقا شب به خیر! این خیلی خوبه که تو تونستی بیای تو بهشت آرمانیت زندگی کنی! ولی حالا که اومدی خودت هم میبینی (حتی اگه انکارش کنی از لابه لای سطورت به وضوح به خواننده میفهمونه!) که این بهشت موعود خیلی نسبت به اون شهرهای استکبار زده و کاپیتالیستی و مادر به خطا و حرومزاده، با اون امکانات مزخرف و تبلیغات دهن پرکن و این حرفا و فحشایی که تو بهتر بلدی بدی، سگش هم به این بهشت موعود تو میرزه… نمیدونم تا کی میخوای اینجوری بنویسی، ولی امیدوارم اون روزی که بهشت موعودت، خصوصا شهر ری دوست داشتنیت رو، که به نظرت آب و هواش از نیاورون بهتره (میبینی چقدر چشمات رو بستی! آخه برادر چرا مزخرف میگی؟) با چشم واقعیت دیدی! جرئت داشته باشی به اشتباهت اعتراف کنی! به قول یکی از همون ارباب اندیشه ای که دوستشون داری: “چپ بودن تو یه جامعه ی لیبرال، به معنی چپ بودن در همه شرایط نیست” راستی اگه وقت کردی، داگویل اثر فونتریه رو هم ببین! بد نیست برات!!

  60. علی فرانکفورت
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۳ ب.ظ

    این نوع رفتار رو از مسافزتهای خودم به ایران هم خوب میشناسم. این رفتاری رو میگم که همه انگار میخوان بهت ثابت کنن که تو چون ایران زندگی نمیکنی پس نمیفهمی(نفهمی) که زندگی اینجا چقدر سخته. وقتی یه مدت اینجا زندگی کردی تازه میفهمی (الآن هنوز نفهمی) که ما چقدر سخته زندگیمون.
    حکایت این حسینه. از دید خیلی از دوستان حسین در حین گذراندن دوران آشخوری در ایران به عمق فاجعه پی خواهد برد. هنوز نمیفهمه!

    دوستان باور کنید> خوشی و رفاه تنها دلیل ترک زندکی در خارج و شروع زندگی جدید در ایران نیست.

    حسین جان موفق باشی.

    به این چند تا کامنت دقت کنید.

    ۱ ای آخخخخ !! داری یواش یواش می فهمی ..

    ۲ هنوز زیاد نگذشته
    یه کم دیگه گندت در میآد.
    مثل یه تخم مرغ گندیده

    ۱۲ یک کمی زود به نتیجه رسیدی عزیز…….هنوز درد این مردم به استخونت نرسیده.

    ۱۷ جناب بچه قلهک همه اینهایی که شما می بینید را مردم خیلی وقت پیش دیده اند و هر روز با گوشت و پوست حس می کنند

  61. دانشجو
    آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ

    پاسخ به ویرا ، دوست عزیز باید بین دو مفهوم اقتدار و دیکتاتوری فرق قائل شد . هر انسان عاقلی قطعا وجود یک حکومت مرکزی مقتدر رو تصدیق میکنه ، اما اگر همین حکومت قدرتمند رو به حال خودش رها کنی قطعا پاش رو از گلیم خودش درازتر خواهد کرد . برای همین قدرت باید توسط به رسمیت شناختن مردم و سخن مردم و آزادی های معقول مهار بشه و الا قطعا نتیجه عدم کنترل قدرت حکومت ها، دیکتاتوری حاکمان خواهد بود . نکته دیگه اینکه فرمودید ما الان همانند کشورهایی مثل ونزوئلا و کوبا در حال مبارزه با استعمارگران گردن کلفت هستیم . در صحت و سقم این گفته شما نمیخوام وارد شم ولی به یک نکته دیگه میخوام اشاره کنم و اون اینکه ، اگر واقعا این حکومت یه حکومت ضد استکباری و ضد استعماری بود اول از همه با استعمار و استکبار درونی خود مبارزه میکرد . وقتی فساد در انواع مختلف درون این حکومت موج میزنه و همشون تماشا میکنن و فقط بلدن قربون صدقه هم برن ، آیا جناب عالی به عنوان یه انسان فهمیده میتونی ادعای مبارزه با استکبار جهانی اونها رو باور کنی . در آخر از جناب درخشان به خاطر اینکه بستری برای گفتگو فراهم کرده ممنونم .

  62. مانی خان
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۶:۵۹ ق.ظ

    گورباچف ایران

    اگر یادتون باشه، وقتی پرزیدنت خاتمی آمد سر کار، همه گفنتد گورباچف ایران آمده ، و دیدیم که همه اشتباه میکردند .
    گوباچف که نبود هیچی، استالین بود. چندین نویسنده کشته و زندانی شدند، خیلی از بچه های انقلابی داخل حکومت ،برگشنتد طرف ملت .خیلی از روزنامه ها بسته ،شد و بریای حکومتش میگرفت و میبرید و میکشت.

    حالا اگر به احمدی نژاد بگیم گورباچف ایران، حق داریم . چرا؟اولاندش که گفته، این رژیم سرمایه داری مال دزد هاست، پس کم کم داره چپ بودن خودش رو ثابت میکنه . دوما وضعی در ایران پیش آورده که همه ی سرمایه دارها، یعنی سردمداران حکومت را انداخته به جون هم . با آوردن کردان به وزارت کشور، با مدرک قلابی دکترا، باعث شد که همه همدیگر را لو بدند. چرا که اغلب مدارک حکومت گران، یا با پول خریده شده ،یا با پارتی گرفته شده، یعنی قلابیه .

    حالا، رهبر میخواد هر کی رو برای رئیس جمهوری معرفی کنه. بازم مردم به احمدی نژاد رای بدید . اگر میخواهید چند تای دیگه، مختاری و پوینده و فروهر و گنجی و نبوی و باطبی ومحمدی و نیک آهنگ و و.و.وو.و.و.و.و.و.و……داشته باشید ، به خاتمی یا یکی دیگه مثل خاتمی جون رای بدید.

    از ما گفتن .مگه ما چی مان از حسین درخشان کمتره!د

  63. وطن دوست
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۲ ق.ظ

    الووووو حسین حالا که اومدی ومسائل انتخابات دارد داغ میشود بعنوان خدمت درجهت تنویر افکار عمومی ووظیفه وبلاگی و ملی خوبست کمی هم بان بپردازی . ظاهراداستان شعبده باز ومار بازهم درحال شکل گیری است . من ازاینجا که روزنامه ها واخبارداخلی رامیخوانم واقعا افسرده و نگران میشوم. مثلا روزنامه مردمک که میگوید کارشناس مستقل مسائل سیاسی است برای اقای موسوی دارد زمینه سازی میکند و یک جورائی حالی میکند که ایشان مناسب وواجد شرایط است.
    درحالیکه دوره اقای موسوی تمام شده - ایشان یک کاراکتر سوخته وازکارافتاده وازنظرکارکرد وکارنامه عملکردی ایشان سمبل اقتصاد متمرکز دولتی وکنترل مرکزی تمام فغالیتها دردولت است .یعنی همان چیزی که ما اصلا نیازنداریم. ماجرای مراکز تهیه وتوزیع دولتی وسوئ استفاده های کلان مقامات که از ابتکارات دولت ایشان بود و چدین طرح مفتضح دیگرایشان هنوز از یادها نرفته است . ظرف ۱۵ سال گذشته تحولات شگرفی درمناسبات بین الملی حادث شده وافرادی چون اقای موسوی که جز مدل دولت-فعال مایشائ چیزی نمیدانند قادرباداره سیاسی اقتصادی مملکت نیست.
    درشرایط حاضرکاندیداتوری کروبی وخاتمی بیشتر شبیه بیک جوک بیمزه وحتی مسموم است. نه کروبی و نه خاتمی ونه هیچ کس دیگر ازاین قماش مناسب وکافی برای پست رئیس جمهوری نیست . اگر واقعا شرایط جهانی ومشکلات داخلی را درک میکنی ودلت برای این مملکت میتپد درنوشه هایت روشن کن که تنهاراه برای نجات این کشتی طوفان زده که زیر سلطه حزب پادگانی درحال غرق شدن است اینستکه ازادی بمملکت عودت داده شود یعنی جنتی و شرکا دست از لجاجت دیرین در تائید صلاحیت ازروی قرض و مرض بردارند واجازه دهند افراد واجد صلاحیت که توان علمی تجربی دارند کاندید ومردم ازادانه انها را انتخاب کنند. نه اینکه صندوقها دراختیار وکنترل گروه ضربت باشد ودرنهایت ماجرای ۴ سال پیش دوباره تکرار شود.
    درپایان در این کشور قحط الرجال نیست وهنوز همه افراد کاردان ولایق نمرده اند که اقای موسوی یا کروبی یا خاتمی کاندید شوند . هنوز چهره های بسیار کاردان ولایق برای اداره مملکت وجود دارد این سیاه اندیشی قرون وسطائی جنتی و شرکائ نمیتواند همه چیز را نابود کند . ایران مثل ققنوس است که از خاکسترش دوباره سرمیکشد ودوباره سرپا میشود.
    واما روزنامه نگاران وتحلیل گران ما درچنبره سالهای خفقان داخلی گیرکرده اند واصلا حاضر نیستند نگاهی به بیرون ازمرزها انداخته وببینند در دنیا چه میگذرد وچه تحلیل ورویه ای را ارائه کنند که ضامن حفظ منافع ملی ما باشد. درواقع انچه ایشان ارائه میکند احلیل است نه تحلیل !!

  64. دوست قدیمی
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۵۱ ق.ظ

    آواز گنجشک ها رو حتما ببین.

  65. ویرا
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۱ ق.ظ

    دانشجوی عزیز مرسی از نظرت . من به دلیل فرمایش شما که گفتی حکومت باید اول با استبداد درونی خودش مبارزه کنه به احمدی نژاد رای دادم و تا قبل از اون اگر بخوام صادق باشم هویت افراد بر سر قدرت امده برام علی السویه بود . چرا که به نظرم همه کم و بیش مثل همه بودند ( مصداق سر و ته یه کرباس ! ) . احمدی نژاد برای من شد نماد مبارزه با استعمار درونی حکومت که در سلطه سرمایه داران و قدرتمداران ریا کار بود . اندک بودند انها که صادقانه خدمت میکردند . از طرف دیگه ، شاید برای اولین باره که حتی به صورت نمادین عکس های رییس جمهور ایران رو مثلا در کنار دانیل اورتگا میبینیم . ( و این شباهت رو نه تنها در شعار بلکه در عمل هم میشه دید که چطور ایشون مقابل امریکا ایستاد و نترسید و کم نیاورد ) این حس عدالت خواهی و مبارزه با استعمار ( درونی و بیرونی ) که در جوهره احمدی نژاد هست برای من حقیقتا قابل ستایشه . و در مورد نظرتون در مورد ازادی های معقول کاملا موافقم . حتی به نظر من اون ازادی ای که باید تحت کنترل باشه ازادی های سیاسیه و نه اجتماعی . بگیرو ببند های اجتماعی نه تنها زاید و بی حاصل و بلکه مضر و در نهایت به نفع استعمار گرانه . همونطور که میبینیم مردم ( قشر متوسط و مرفه ) پول خودشون ( وپول مملکت ! ) رو برای تفریح کردن در جایی غیر از ایران خرج میکنند - در حالیکه خودمون در ایران بهترین و زیبا ترین { لب دریا } های دنیا رو داریم . / و در اخر ممنون از توجه و نظرتون .

  66. ویرا
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۲۵ ق.ظ

    هودر جان ما بالاخره نفهمیدیم تو جاسوس کجا هستی ! از یک طرف حضور مشکوک !! پیدا میکنی در مصلی به عنوان جاسوس اسراییل ( برنا نیوز ) ، از یک طرف حضور مشکوک پیدا میکنی در دانشگاه علامه به عنوان جاسوس ج.ا.ا ( فضول نیوز ) ! از یک طرف حضور مشکوک پیدا میکنی در سینما سپیده به عنوان جاسوس دو جانبه ( ویرا نیوز ) !! این همه حضور مشکوک برای یک ادم مشکوک به نظر تو مشکوک نیست ؟!

  67. فروه
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۶ ق.ظ

    با بعضی از نوشته های بعد از ورود به ایران موافقم. اما تعجب می کنم از دفاعی که از سیستم فعلی می کنی. دلم نمی خواد باور کنم که حکومت به نحوی ازت حمایت می کنه چون فکر کثیفیه. اما داری به اون سمت سوق میدی. چرا؟؟؟؟؟

  68. دانشجو
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۳:۵۹ ب.ظ

    گفتاری مجدد با ویرا ، دوست عزیز من در حال حاضر فقط یه مثال میزنم قضاوت با انسان و انسانهای آزاده . شما میگی که احمدی نژاد سنبل مبارزه با استعمار درونی و بیرونی و نیز فساد درونی و بیرونی . من یه سوال دارم و اون اینکه در حال حاضر مجلس ایران طرح استیضاح وزیر کشور رو مطرح کرده ، و ایشون آدمی است که با ادعای دروغ مبنی بر داشتن مدرک لیسانس و فوق لیسانس از دانشگاه آزاد و دکتری افتخاری از دانشگاه آکسفورد از مجلس ایران رای اعتماد گرفت . بعد از اندک زمانی معلوم شد که این انسان به ظاهر شریف نه تنها مدرک دکتراش قلابی بوده بلکه اساسا لیسانس و فوق لیسانس هم نداره و ظاهرا یه فوق دیپلم ارزشمند از دانشگاه آزاد دارن که با همون فوق دیپلم جادویی تونستن از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اراک باشن . خب همه این ها یه طرف و میرسیم به موضع گیری حضرت آقای احمدی نژاد که به جای معذرت خواهی از آحاد مردم و مجبور کردن وزیرش به کناره گیری با قلدری تمام که البته از شاخصه های ایشونه باز هم از این مرد( ک ) حمایت میکنه و اساسا اعتبار دانشنامه های علمی رو زیر سوال میبره و اونها رو کاغذپاره هایی بیش نمیدونه . یا خود احمدی نژاد میاد هولوکاست رو انکار میکنه و اینهمه برای مردم و مملکت هزینه سیاسی و اقتصادی فراهم میکنه از اون طرف مشاور ارشدش و رئیس سازمان گردشگری و جهانگردی میاد میگه ما با مردم اسرائیل دوستیم . . بعد باز هم این محمود جان عزیز میاد و ازش حمایت میکنه . پس دوست محترم شعار مبارزه با استکبار یه شعاری است که اساسا شعوری پشتش نیست . این حکومت اساسا با شناخت و تعریف مفاهیم مشکل داره . و در عمل هم که داریم میبینیم چه گلی به سر مردم زده . پس واقعا برازنده نیست که جوانهای مملکت گول شعار این ها رو بخورن .

  69. کورش کبیر
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۵:۰۸ ب.ظ

    میشه یه اظهار نظر بکنم ؟این اسم هودر خیلی جالب نیست . آدم را به یاد هدر میندازه . یا این که خیلی شبیه اسم هایی است که قهرمان های فیلم های کارتون می ذارن رو خودشون مثه شزن ، تارزان . صاحب این اسم یک آدم با چکمه های قرمز ، لباس چسبان و شنل تجسم می شه که از روی این ساختمون می پره روی یه ساختمون دیگه . همچین چیزی . اگه می شه یه اسم دیگه برای خودت پیدا کن . یه اسم که مثله کورش کبیر معنی داشته باشه ، البته من می دونم که کورش کبیر کامنت های این طوری نمی نوشت . او همیشه مشغول جنگ با سکاها بود ، بگذریم ، روی شبکه اینترنتی کامنت نویسان همه اسم های آرزو هایشان را بر خودشان می گذارند ، اما هودر یعنی چی ؟

  70. یکی دیگه!
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۳ ب.ظ

    اگه همینجور پیش بری فکر کنم تا انتخابات اگر خدا بخواهد در ستاد خاتمی فعالیت کنی! و بعدشم فرار را بر قرار ترجیح داده به نزد دوست دختر «شریعیت» برگردی!!!فقط یک سوال هنوز تابعیت خارجیتو(کانادایی یا هرجای دگه رو)داری؟؟

  71. حسین درخشان
    آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۸ ب.ظ

    • پاسخ به کورش کبیر: هودر یا بهتر بگم Hoder اول اسم و فامیلمه.

  72. بی قرار
    آبان ۷م, ۱۳۸۷ @ ۲:۰۰ ق.ظ

    باعث تمام مشکلات ایران بازار تهران هست.
    بقیه احادیث شرو ور زیادی است.

  73. کورش کبیر
    آبان ۷م, ۱۳۸۷ @ ۶:۴۰ ق.ظ

    می دونم اما اسم قشنگی نیس

  74. ویرا
    آبان ۷م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ

    دانشجوی عزیز . در مورد کردان من هم از اصرار رییس جمهور برای ابقای ایشون در سمتش سر در نمیارم . شاید دلیل به خصوصی داره که ما نمیدونیم چرا که احمدی نژاد بر اساس اون چه که تا به حال ازش دیدیم با هیچ یک از مسوولین دولتش تعارف نداره و براحتی و بی رودروایستی فردی رو که همسو با اهداف دولت نباشه برکنار و جایگزین میکنه . این حرکت شاید به نوعی ایستادن مقابل افرادیست که دنبال بهانه جویی و مانع تراشی برای کارگزاران دولت هستند - شاید با این رفتار میخواد نشون بده که زیر بار زور برای تغییر مهره هاش نمیره و اسیر غوغا سالاری نمیشه . در عین حال من هم مثل شما فکر میکنم ایشون باید برکنار بشه صرفا به این دلیل که حضورش به ضرر احمدی نژاده . در مورد هولوکاست و تاکید بیش از اندازه رییس جمهور روی این مساله باز هم با شما موافقم که در اون مقطع زمانی یاداوری هولوکاست به نفع ایران نبود . اما احمدی نژاد در جایی تلویحا گفته بود که اگر ما به این شکل و از موضع قدرت رفتار نمیکردیم و اسراییل رو نمیترسوندیم شاید تا به حال به تاسیسات ما حمله کرده بود . - اما در مورد مشایی من با نظر ایشون موافقم و همینطور به نظر من حمایت احمدی نژاد از مشایی بسیار معقول و سنجیده و از سر شهامت بود و دفاع ایشون رو از مشایی تحسین میکنم . / در مورد اینکه فرمودین که دولت گلی به سر مردم نزده - دوست عزیز اوضاع خراب تر از این حرفهاست ! اول گره ها از گیسو باز بشه گل زدن به سر پیشکشمان ! من فکر میکنم اقتصاد مملکت شده مثل بیمار سرطانی - که باید جراحی بشه - یا میمیره و یا نجات پیدا میکنه - شق سومی نداره دوست من - غیر از اینکه انقدر منتظر بمانیم تا این بیمار زجر کش بشه تا بمیره . هر چه زودتر تکلیف یکسره بشه بهتره - ادمِ این کار و کسی که شهامتش رو داره هم خود احمدی نژاده . ( به نظر من البته ! ) - و در اخر ممنون دوست عزیز از توجهتون و توضیحاتتون .

  75. پارمیدا
    آبان ۸م, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۱ ب.ظ

    سلام جاسوس دوجانبه خیلی مشکوک میزنی !!! مطمئنم حمایت احمقی نژاد پشتته وگرنه اینقدر دل و جرات نداشتی بیایی ایران در ضمن برگردی خیلی بهتره جونتو کف دست و کفن پوش اومدی که خودتو در راه احمقی نژاد فدا کنی تو هم احمقی بیش مثل احمقی نژاد نیستی!؟ با این انرژی هسته ای هم از گشنگی میمیری و هم انرژیتو از دست میدی!فدا نکن خودتو حیفه تو حالا حالاها احمقی نژاد به تو احتیاج داره جوون!تا بعد از انتخابات

  76. فامیل
    آبان ۹م, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۵ ق.ظ

    سلام خوش آمدی ولی آدم به آمدنت شک می کنه

  77. نیم
    آبان ۱۰م, ۱۳۸۷ @ ۳:۲۰ ق.ظ

    ممکنه بگی استعمار زدگی مغزها چه جوری باعث دیکتاتوری احمدی نژاد و رهبری می شه؟ و چه جوری انرژی هسته ای می تونه این مشکل رو حل کنه؟

    با چه تحلیلی این جمله ها رو با اعتماد به نفس پیوند می دی؟ شجاعت این رو داری که بپذیری ایران یک دیکتاتوری است؟ و شجاعت اش رو داری که بگی می تونه بهتر از این باشه؟ منظورم سیستم توزیع قدرته و نه دوچرخه سواری. هنوز هم می خوای شهر ری زندگی کنی؟ این کار رو خواهی کرد؟

    و کلی سوال دیگه…

  78. حسین درخشان
    آبان ۱۰م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ

    • پاسخ به نیم: تو اول پیش‌فرضت رو ثابت کن تا برسیم به بقیه‌اش. اینکه خامنه‌ای و احمدی‌نژاد دیکتاتور هستن رو میگم و حتی قبل از اون دیکتاتور اصلا یعنی چی و کی میشه به یه نفر گفت دیکتاتور.

  79. شرک
    آبان ۱۰م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۱ ق.ظ

    تو خیلی خوشحالی، نه؟ پا شدی اومدی اینجا، که یه مشت زر مفت بزنی؟ که مردم ایران افسرده شدن؟ که همش غم و غصه دارن؟ که همه چیز غنباد داره؟ که آلودگی غم و غصه زیاد می کنه؟ درد ما همینه؟
    یا مثلا درباره سیاست های جدید رسانه ای تو ایران بنویسی؟ لابد هیمن سیاست که احمدی نژاد به هرچی خبرنگار و آبدارچی روزنامه و خبرگزاری، ۴۰۰ تومن پول می ده که مثلا حالشون خوب بشه؟ روز ۵شنبه نبودی تو ریاست جمهوری ببینی از اعتماد ملی تا ایرنا برا ۴۰۰ تومن چه دعوایی نمی کردن.بعد تو می خوای از سیاست جدید رسانه ای بگی؟ از رادیو گفتگو پرس تی وی؟ یه چیز دیگه، چه کمکی مثلا ازت برمیاد برا این مملکت؟ توهم زدی؟ خود خدا هم نمی تونه به این مردم کمک کنه، تو که هیچی نیستی. خوب شد احمدی نژاد یه کاره ای شد که امثال تو و مولانا بیان اینجا، بگن مملکت گل و بلبله. برگرد همون خراب شده ای که بودی.

  80. حسین درخشان
    آبان ۱۰م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ

    • پاسخ به شرک: شما خیلی حالت بده ها. البته حق داری وقتی این چیزها رو میبینی. سمبول همون نامیدی که گفتم خودتی. همه جای دنیا از این گرفتاریهای هست برادر من. نه باید از ایران جهنم ساخت و نه از بقیه دنیا بهشت.

نظر بدهید





  • درباره

    حسین درخشان پس از هشت سال تصمیم به بازگشت و زندگی در ایران گرفته است. در این وبلاگ او از این تجربه و جنبه‌های گوناگونش می‌نویسد. هر لینکی که به نوشته‌های این وبلاگ بدهید باعث می‌شود صدها نفر دیگر هم بتوانند آن را بخوانند. هرگز فرض نکنید کسی به لینک‌های شما نیازی ندارد. برای تماس خصوصی با درخشان به او ایمیل بدهید: hoder ات hoder دات com
  • تلویزیون

  • بایگانی

  • دسته‌ها

  • RSS خواندنی‌های امروز

  • RSS از وبلاگ‌های همسایه

  • نوشته‌های تازه

  • دیدگاه‌های تازه