کرم کوچک کنندهی کردان
نوشته شده در ۲ آبان ۱۳۸۷
دیروز که دو ساعت برق رفت افسرده شدم. فکر کردم برگشتنم بیفایده بوده و من با این وضع اینترنت و این بیبرقی و اینها هیچ فایدهای برای هیچکس حتی خودم نخواهم داشت. ولی برق که آمد و بیرون رفتم و چهار تا روزنامه خریدم و با چهار نفر حرف زدم حالم خوب شد.
***
«کرم کوچککنندهی بینی»: این را در یکی از این شبکههای ماهوارهای که فیلمهای ایرانی را میدزد و نشان میدهد و پایینش آگهیهای متنی رژه میدهد نوشته بود. ملت بدجوری توی عقدهی دماغ افتادهاند و ماجرا خیلی عمیقتر از چیزی است که فکرش را میکنید.
***
در این چند هر وقت رفتهام وسط شهر سردرد ناجوری گرفتهام که شاید فقط دوه، سه ماهی یکبار در لندن یا پاریس میگرفتم. باید مال این هوای کثافت باشد. ولی منطقهی ۲۰، یعنی همان شهر ری محبوب خودم، هوایش از منطقهی ۳ و ۱ هم پاکتر است. شنبه قرار است مامانم را وردارم و با هم با مترو برویم شهر ری و برویم چند تا بنگاهی ببینیم اوضاع خانه آنجا چطوری است. پدر و مادرم میگویند همین نزدیکها خانه بگیرم. ولی اینجا هم ترافیکش وحشتناک است و هم هوایش کثیف است. در شهر ری من اگر به مترو نزدیک باشم یک ربعه میرسم وسط شهر و به زودی هم که ایستگاههای بین تجریش و میرداماد راه بیفتد نیم ساعته از شهر ری خواهم رسید بالای شهر. حالا ببینید. من به تنهایی قیمت ملک در شهر ری را بالا خواهم برد. خیلیهایتان در سه چهار سال آینده در شهر ری زندگی خواهید کرد. :)
***
راستی، چرا کسی دربارهی تهران مثل پاریس حرف نمیزند. مثلا بگویید من در منطقهی سه تهران زندگی میکنم. یا تهران هشتم یا تهران بیستم یا شانزدهم. البته فکر کنم فقط یکی از این منطقههای تهران اندازهی کل پاریس باشد. تهران مثل لندن گنده است.
***
باید مجلهها و روزنامههای را تشویق کرد تا دربارهی دوچرخههای کرایهای به سبک ولیب پاریس بنویسند. قالیباف که خیلی میخواهد بگوید خارجی و باحال است را خیلی آسان میتوان وسوسه کرد دنبال این طرح را برای مرکز تهران بگیرد. شدیدا عملی است، بخصوص با استفاده از کارت بانکی امثال شتاب. هیچ شهری در آمریکای شمالی و بسیاری از کشورهای اروپایی هنوز این طرح را ندارند و تهران با اجرای آن شدیدا توی دنیا گل خواهد کرد و حتی میتواند آن را به خیلی شهرهای دنیا هم بفروشد. به قالیباف این را برسانید.
***
تعداد اتوبوسهای مرکز تهران شدیدا کم است و سرعتشان هم بسیار پایین است. با این همه پول و نیروی انسانیای که این ممکلت دارد واقعا زشت است این وضع بد حمل و نقل عمومی. کجاست روحیهی سپاهی و کارتمام کن بسیجی سردار باقر قالیباف؟
***
ماجرای کردان پیچیده شده. احمدینژاد حق دارد پای این آدم بایستند، چون دهانش برای آوردن یکی دیگر و رای گرفتنش از مجلس سرویس خواهد شد. ولی من فکر میکنم اگر احمدینژاد اثر منفی کردان را روی انتخابات آینده به یک شکلی خنثی یا مدیریت کند میتواند بدون نگرانی او را فعلا تا پایان این چهار سال در ابینه نگه دارد. پیشنهاد من این است که برای ساکت کردن کارگزاران و مشارکت، یکی مثل تاجزاده یا عطریانفر یا چند ماه مانده به انتخابات که همهی کارهای لجستیک انجام شده بگذارد به ریاست انتخابات. تنها راه نجات احمدینژاد از ماجرای کردان از این زرنگیهای این تیپی است.
نظرات خوانندگان
۳۷ نظر از خوانندگان دربارهی مطلب “کرم کوچک کنندهی کردان”
نظر بدهید
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۷:۳۱ ب.ظ
رفتی شهر ری سلام مارو به اون نیسان آبیا برسون و وقتی برگشتی از اعصابت بیشتر برامون بگو.راستی اون سردرده که گفتی تو شهر ری هر ۲-۳ ساعت یکبار سراغت میاد
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۸ ب.ظ
یا ساده ای و یا …؟ کردان رو فقط برای
تقلب بزرگ تو انتخابات آورده و تا انتخابات برگزار نشه برش نمیداره
اگه خیلی ادعای روشنفکری داری لطفا بدون بایاس به احمدی نژاد و کارهاش نگاه کن تا بفهمی با کی طرفی
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۶ ب.ظ
طرح دوچرخه به درد تهران نمی خورد تهران تو دامنه کوه بنا شده مصافتها طولانی و راه دوچرخه رو هم نداریم.
قبلا این طرح تو امیر آباد اجرا شد اصلا استقبال نشد.
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۳ ب.ظ
بینی ( دماغ ) : اولا که ما ایرانی ها به صورت مادر زادی و جد اندر جد ! دارای دماغهای کوچولو و سر بالا از نوع اریایی میباشیم و اگر دماغ هایمان را عمل هم کرده باشیم فکر نکنید که بینی هایمان ایرادی داشته ، بلکه فقط یک قوز بسیار کوچک خیلی جرئی داشته که اگر عمل هم نمیکردیم توفیری نداشت !! ما همه جزء دماغ قشنگ ها هستیم و از این بابت به جدمان کورش رفته ایم .
کردان ! : نتیجه انتخاباتی که به احتمال قریب به یقین به نفع احمدی نژاد هست رو حضور کردان زیر سوال خواهد برد . اگر الان امکان استعفای او نیست ، کاش تا قبل از انتخابات این فرصت فراهم بشه .
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۵ ب.ظ
حسین،
آقا این سیستم دوجرخه های عمومی خیلی موضوع جالبی هستند، وخیلی خوبه که بهشون می پردازی. هر چند که در آمریکای شمالی ، مونترال، این سیستم در حال استفاده هست و امیدوارم این نکته را تصحیح کنی ، این هم وبسایتش
http://www.publicbikesystem.com/
در ضمن فکر کنم یکم راه اندازی همچین سیستمهای پرخرجی احتیاج به مطالعه فرهنگ سازی و آسیب شناسی بیشتری داشته باشه تا فقط تقلید از یک مدل کار رو به هدر رفتن منابع نکنه. درسته؟
شهر ری خوش بگذره.
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ
اولاً واشنگتن طرح دوچرخهی کرایهای را دارد. ثانیاً این طرح اولین بار در بارسلونا اجرا شده است، نه در پاریس.
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۰ ب.ظ
عاقلانه ترین کاری که تو ، در این روزها که روزهای اولی است که به ایران برگشتی ، اینه که به جای اینکه از سیستم تعریف و تمجید بکنی و بخوای بگی که این سیستم پتانسیل خیلی کارها رو داره و … خوب به اطرفت نگاه کنی و مشکلات وحشتناکی که در سطح کشور و از جمله در تهران که خودش ایرانه کوچک است رو خوب ببینی و بعد با انصاف به این قضیه فکر کنی که آیا تو این دوران وانفسا ، واقعا کسی به فکر اداره درست این کشور و شهر هست یا خیر . خلاصه اینکه الان سعی نکن هی حرف بزنی و تو میون این حرفا چیزهایی رو بگی که بعدا مجبور باشی این حرفا رو پس بگیری . اما به هرحال از هرچی بگذریم اینکه میخوای بری تو شهرری زندگی کنی واقعا کار بسیار عالیه و نشون میده که آدمی هستی که از قید و بندهایی که جامعه برای عده ای درست میکنه خودت رو رها کردی . در این مورد واقعا میتونم بهت تبریک بگم .
آبان ۲م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۴ ب.ظ
• پاسخ به مجتبی: نه، اشتباه می کنی. همشهری رو نگاه کن. منطقه ی بیست یکی از معدود مناطق تهران با هوای سالمه.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۱ ق.ظ
در مورد کردان باید بهت بگم اصلاً ازت توقع نداشتم چنین حرفی رو بزنی ! امیدوارم علاقه ی زاید الوصفت به احمدی نژاد دلیل عنوان کردن چنین حرفایی نباشه ، چون حضور کردان که یک آدم شیاد و متقلب و درغگو هست بر مسند یکی از مهمترین و بزرگترین وزارت خانه های این ملکت توهین به تک تک شهروندان این مملکت هست ! لکه ننگ کردان بغیر از برکناری و استعفا یا استیضاح به هیچ چیز دیگه پاک نمیشه !
——————
در مورد شهر ری باید بهت بگم متاسفانه اونجا هم اوضاعش بهتر از قلهک و میرداماد نیست از نظر آب و هوا در حالی که مناطق شمالی تهران اصلاً به خوب بودن آب و هوا معروفن ! بخصوص تو فصل های سرد سال به دلیل پدیده وارونگی جو که هر ساله تو تهران اتفاق میوفته جنوب تهران وضعیت هواش واقعآً غیر قابل تحمل میشه . ضمن اینکه از همین الان خیالت تخت باشه که نوع فرهنگ حاکم بر منطقه شهر ری و شاه عبدالعظیم اصلاً به گروه خونی آدمهای مثل تو نمیاد ! مطمئن باش اصلاً در و همسایه تو اون منطقه آدم مجرد رو نمیتونن تحمل کنن ! از ما گفتن بود
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۰ ق.ظ
آدمی احساس می کنه با سر زدن به وبلاگ تو داره به خودش توهین می کنه چه رسد به اینکه برات کامنت هم بذاره!
خوش به حال تو که من آدمی نیستم
در ضمن خودمونیم شیطون فیلتر شدن وبلاگت زیاد هم برات بد نشده ها…
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱:۲۴ ق.ظ
اقا تو اگر میخوای باعث و بانی تغییر باشی، سعی کن در جهتی حرکت کنی که تمرکزگرایی در تهران کم بشه. این چه وضعیه که یک پنجم جمعیت ایران و نصف امکانات مملکت در تهران جمع شده؟ اون وقت به خاطر استفاده از همین امکانات هم که شده آدم باید زندگی در اون هوای کثافت (بخوانید خودکشی) رو تحمل کنه. نمیگم تهران رو نباید بهتر کنند و مثلا طرح دوچرخهسواری توش پیاده نکنند، اما در همین حال باید بقیه شهرها رو هم توسعه بدن که آدم مجبور نباشه برای انجام کوچکترین کار جدی بیاد توی تهران سرگردان بشه.
بعدشم مرد مومن، زنها که اصلا در خیابانهای اجازه دوچرخهسواری ندارند، چطوری طرح دوچرخه رو پیادهسازی کنند؟ فقط برای آقایون؟
راستی یه چیزی، اگر توی شهر ری خونه مناسب پیدا کردی، حتما یه مهندس عمران با خودت ببر خونه رو نشونش بده. مطمئن هستم که دنبال خونهای نیستی که با اولین زلزله ۳ ریشتری آوار بشه بیاد روی سرت. اونجا خونه قدیمی و بسازبفروشی خیلی زیاده، جونت رو از آلودگی به درمیبری، به خونه بسازبفروشی نسپار.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۲:۴۰ ق.ظ
you never published my previous comment but it is OK…I was not expecting that anyway…now about your “new” ideas: as much as you hate the reformists and everything they do I must say that Ms. Ebtekar once tried to promote biking (for which you first need bike lanes) but she was opposed by many of the hardliners and anyway half of the population that you talk about will not be able to ride bikes (women I mean!!!) so when you talk about the positive things point to the 1001 problems that exist for pursuing 1 simple thing….and not all of these problems are bureaucratic some are ideologic…have fun in Ray
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۳:۰۶ ق.ظ
You change your mind in the same pace that my six month old son changes poops every 2 hours… It is not even a week you are in Iran (if you really are, which I doubt about it) .
I thought you were going to Iran to live just like any oridnary person that lives in Iran … Now after just 2 hours of power-cut, you “were going” to regret your return to Iran…
I thought you were saying perviously that if the war happens, you were the one who would go to front line to fight against the invaders, but it seems that you can not even stand a 2 hour power-cut…
Seriously, before you go and rent a place in Shar-Ray… Make sure that conditions in Iran would not make you bored, then I guess you have to break the lease… Although clearly enough you do not have any respect for the people around you so you can break the least, spit on the face of the people of Ray, pack your low-life stuff and come back again into the west…
You do not live a real life Hoder, you live in a stupid unrealistic superficial world that you have created around yourself… Sure the world is full of attention seeker assholes like you… and soon people would ask themselves.. Who the fcuk was that guy? you well deserve it
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۳:۴۹ ق.ظ
نون به نرخ روز خور, مفت خور. بزار برسی . کسی از تو نظر خواسته که خودتو قاطی می کنی و زود به احمدتی نژات پیشنهاد میدی..ملومه خودتو خیلی دسته بالا گرفتی که نرسیدی زود می خوای قاطی آدما شی. یادت باشه جاسوس کوچولوی ایرانی که فقط ۲ تا کتاب خوندی و دیگر هیچ!!!!!
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۴:۲۵ ق.ظ
داره ازت خوشم می آد. جدی می گم حسین
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۵:۲۵ ق.ظ
نه … این تو نبودی که میگفتی کردان خائن به ملت است و حتما باید برود ؟ حالا که احمدی نژاد این مرتیکه شیاد رو برکنار نکرده ازش دفاع هم می کنی ؟ به همین راحتی حرفت رو عوض می کنی ؟
چشمات رو بار کن بجای دفاع کورکورانه از همه چی. طرح دوچرخه ات جواب نمی ده . مثل اینکه یادت رفته توی ایران چقدر دزدی زیاده . یه روزه همه دوچرخه ها گم میشن !!
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۶:۱۶ ق.ظ
Hey Hoder,
It’s good to write about Tehran and Iran and after all it’s your own blog and you write whatever you like but one topic always could be showing the real face of West to Iranians in there. Don’t you think? Start with a recent movie which I don’t think you’ve seen: In The Valley Of Elah. It shows the real inside of the US and also how they really treat women and of course the other sides of Iraq war. Tommy Lee Jones and Charlize Theron have main rolls.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۸ ق.ظ
حسین جان سلام.
این پست هم کاملا برآمده از مشکلات مردم تهران بود.
البته این تنها گوشی از مشکلات اهالی پایتخت است که امیدوارم به زودی تک به تک با ارائه طرح های کارشناسانه حل شوند.
این پخش مستقیم تو از پایتخت کشور عزیزت بسیار برایم جالب است. ادامه بده و اعتقاد داشته باش که ریاست جمهوری محترم هم دغدغه اش حل همین مشکلاتی است که تو در وبلاگت آن ها را مطرح کردی.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۹:۲۴ ق.ظ
بلاخره با هر کلک و نیرنگی بود وارد ایران شدید واقعا” راست که سیاست پدر و مادر نمیشناسه….
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۲ ق.ظ
hosein jun, you have been away for a long time, like too many peolples i know, you wont take these problems for a long time, all of those immigrants whom me and you know, are not fool, they have chosen their stay in somewhere which things are more organised than here… meanwhile, i should talk to you, i need your consultation..
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ
عقده دماغ از کرم کوچک کننده بسی عمیق تر است برادر جان !.. هه هه .. اینجا مردم به کرم محو کننده بینی نیاز دارند .. باور کن !.. باور نمی کنی به دماغها نگاه کن .. البته در شهر ری نه !.. در همان میرداماد و تجریش و …. در شهر ری مردم به کرم محو کننده شپش هایی که توی جیب هایشان معلق می زنند بیشتر ابراز تمایل می کنند ..( براس شپش اسپری می نوشتم بهتر بود فکر کنم .. )
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۲۴ ب.ظ
و اما در مورد محل زندگی و آلودگی هوا !.. آلودگی هوای تهران رو به جنوب شدیدتر می شود . البته آلوده ترین نقاط تهران میدان شوش و آزادی هستند و سایر نقاط رتبه های بعدی را دارند .. مناطقی مانند ازگل و لواسانات جزو نقاط کمتر آلوده هستند .. شهر ری مورد علاقه شما جزو یکی از آلوده ترین نقاط تهران محسوب می شود . این از هوا !.. از نظر بافت اجتماعی مردم آن نواحی سنتی و مذهبی هستند و بسیار ساده زندگی می کنند . برای کسی که می خواهد در این منطقه زندگی کند دانستن این موارد خالی از فایده نیست .
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۵:۳۳ ب.ظ
سلام حسین درخشان
من سایت تو را همیشه دنبال میکردم . خوشحالم که به ایران برگشتی و از اینکه توانستی با خارج شدن از ایران خود را در مسیر یک انسان مترقی و آگاه قرار بدهی بهت تبریک میگویم . افرادی که به تو مغرضانه انتقاد میکنند اکثرا کسانی هستند که فکر میکنند خیلی مدرن شده اند اما از عقب مانده ترین قشر جامعه میباشند. اینها کوجکترین مسئولیتی درخود احساس نمی کنند و فقط اهل غر زدن میباشند. من حدود بیست سال است که در آمریکا میباشم و سه بار هم است که به ایران رفتم. احمدی نژاد را پدیده ای متفاوت و موثر در روند حفظ منافع ملی ایران میدانم و البته مشکلات و پیچیده گی اوضاع ایران را هم با مطالعه بسیار در مورد اوضاع جهان و روند حرکت آن متوجه هستم و ایران رادر صحنه بین المللی و سیاستهایش دنبال میکنم. ما مشکلات زیادی داریم اما متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق مردم ما متوجه نیستند که باید خود دست بالابزنند و کشور را درست کنند نمیشود سوار بنز شد و چلوکباب نوش جان کردوغر زد و توقع داشت کشور درست شود. اینان به اصل دوران تکاملی انقلاب اصلا اعتقادی ندارند و چون اکثرا اصولا ضد انقلاب هستند تلاش دارند که ایران را برگردانند به همان معیارهای مسخره و اداهای “آزادیخواهانه” و “روشنفکرانه “و “بشردوستانه”( مثل شیرین عبادی ها ” . اینان به فکر برقراری واقعی دمکراسی اعتقادی ندارند چون در اصل به عدالت معتقدنیستند. بهرحال دردل زیاد است اما امیدوارم با فداکاری جوانانی امثال شما و زدن پایگاهی در ایران بتوان دلسوزان واقعی عدالتخواه را گرد هم جمع کرد. مبارزه برای عدالت از مشگلترین نوع مبارزه در سراسر دنیا است و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست . مافیای ایران به سرکردگی باغ پسته داران( که همه ثروتشان فقط از باغهای پسته است ) و ایادی آنها در آمریکا و اروپا هم بیکار ننشسته اند و لیبرالهای وطنی غرب زده هم میخواهند اداها و شوهای دمکراسی بازی را به اسم ” ازادی و دمکراسی ” وارد ایران کنند. امیدوارم معتقدین واقعی به انقلاب و اهداف آن اهمیت موضوع را درک کرده و پیوندشان را بر مبنای اصول اساسی قرار دهند. میدانم که زندگی در ایران نیاز به انگیزه قوی و چالش های جدی دارد. امیدوارم بتوانی موفق باشی. اگر دفتری زدی و آدرسی داشتی در اختیار دیگران بگذار تاوقتی دوستان به ایران می آیند بتوانند با شما و یارانتان تبادل نظر کنند. اگر ما نصف حمالی هایی که در خارج از ایران می کنیم در کشور خودمان می کردیم آن کشور بهشت میشد البته میدانم که انحصارطلبی هااین فرصت را گرفته و آنهم متاسفانه دورانی است که ما می باید طی می کردیم اما امیدوارم در این کشاکش به فکر الگوی واقعی و اصیل خود باشیم . امیدوارم رئیس جمهور حواسش به عدالتخواهان واقعی در ایران باشد و این بچه های صادق را دریابد. ما را در جریان بگذار.
صبا
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۴ ب.ظ
• پاسخ به روشنک: اینطوری نیست. دیاگرام آلودگی هوای همشهری نشون میده که منطقه بیست هواش خیلی هم خوبه. از خودم که در نمیارم.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۵ ب.ظ
• پاسخ به احسان نیکفرجام: کلکی در کار نبوده آقا. خودت هم بیا و ببین عوض شده همه چی.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۶ ب.ظ
همین قدر که گیردادن ات به مدرک کردان، زیاده روی غیر منطقی است، آمریکایی خوندن کمپین یک میلیون امضای زنان ایرانی هم فاقد وجاهت منطقی و سندی و عقلی است.
اگر قرار باشد به مدرک و عنوان و سابقه دولتمردان ایران و منشاءآن، بند کنیم، باید بر مبنای فرمول شاعر عمل کنیم و “در شهر هر آن جه هست” رابریزیم روی دایره. نگاه کن به کارایی ها و توان مندی های کردان و اگه فاقدشه، زیرابشو بزن ولی مسایل اخلاقی رو رها کن یا یقه همه رو یکسان بگیر. احمدی نژاد هم کار عاقلانه ای کرد و محول کرد به تصمیم مجلس. کردان هم که پریشب گفت به نظر نمایندگان مجلس، تسلیم خواهد شد. قضیه روی ریل خودش داره می ره و تو بیش از حد گیر نده. مسایل، گاه بی جهت گنده می شود، انگار اگر کردان نبود، جناح حاکم با یکی دیگه نمی تونست انتخابات ریاست جمهوی رو اون طور که اونا می خوان مدیریت کنه!
من همواره دلایل و استدلالات تو رو برای آمریکایی قلمداد کردن کمیپن زنان دنبال کردم. هیچ دلیل محکمه پسند و روشنفکر پسندی ارائه ندادی. همه از جنس فلسفه و منطق کیهانی هاست که : با مشاهده گوش درکله موش روی دیوار، گوش داشتن دیوار رو نتیجه می گیرند و جنجال بپامی کنند.تو در کشورهای دموکراتیک زندگی کردی و باید استدلال هات یک فرق هایی با پیام فضلی نژاد داشته باشه، و الا جوون های آگاه و پرشور و تحول خواه، زیاد تحویلت نخواهند گرفت. هر حرکتی رو که ستاره درخشش و وویس اف آمریکا و برخی محافل غربی براش هورا کشیدند که نباید فوری چسبوندش به آمریکا. ماشین باباتو وردار و برو دو قدم راه با این نوشین احمدی و دوستاش چند کلام از نزدیک صحبت کن، شاید دیدی نسبت به توطئه های آمریکا از تو هم هشیارترند!!شاید بحث رودررو با این چند بانو، تو رو متواضع تر بکنه!
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۶ ب.ظ
• پاسخ به علی: من هنوز هم آرزومه که کردان و رحیمی از دور احمدینژاد برن کنار چون بهش لطمه میزنن. ولی از دید احمدینزاد هم باید ماجرا رو نگاه کرد.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۹ ب.ظ
• پاسخ به نیم: لطفا داری. زمان همیشه نشون میده که آدمها چکاره هستند.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۷:۴۸ ب.ظ
• پاسخ به بسم الله: حالا بالاخره از یکجایی باید شروع بشه دیگه. اولی برای مردها بیاد، بعد زنها اعتراض میکنند و فشار میارند و بالاخره قدرت چونهزنی مسوولان رو بالا میبرن و بعد یه مدتی برای اونها هم درست میشه.
آبان ۳م, ۱۳۸۷ @ ۸:۴۸ ب.ظ
Do you mean biking just for men? or men and wemon?
آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۲:۵۹ ق.ظ
جواب اینه که چون تهران پاریس نیست !
آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ
جناب آقای درخشان
خیلی چندش آوری !
به نظر شما اگه آقای کردان تو یه کشور دیگه بودن اون وقت همین خود شما چند بار جار می زدین که فلان شد و بهمان شد.اما حالا که احمدی نژاد جونت توش مونده دودستی چسبیدی دفاع می کنی!
ممکنه بفرمایید از دید احمدی نژاد نگاه کردن یعنی چه؟ دکتر جونت اون موقع که هر وزیری که یه جای “چشم قربان” بهش می گفت “بله” برکنارش میکرد،اون وقتی که دانش جعفری از دستش به گریه افتاد باید فکر اینجاش رو هم می کرد که یه وزیر شارلاتان (که حتی خود تو هم کلی فحش نثارش کردی)
باد کنه رو دستش تا هیچ کس با موندنش موافق نباشه الا خ.م هایی مثل تو!
آبان ۴م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ
ببین حسین مطمئن باش نظر تک تک آدم هایی که باهات برخورد می کنند در آینده ات تاثیر داره. تا بحال سعی کرده ام تو رو از نگاه تعصب دیگران یا توطئه ی نبینم. خیلی دیدم که کامنت هایی که بهت فحش می دن رو چاپ می کنی ولی کامنت های که درست و حسابی ازت انتقاد می کنند رو نه. اشتباه می کنی. بخصوص چون خودت می دونی خاصیت اینترنت چیه…
آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۷ ب.ظ
از مطالب وبلاگت خوشم میاد با اینکه با خیلی هاشون موافق نیستم ولی آشنا شدن با دید تو به من قدرت دیدن از زاویه ای دیگر میده و اما دو نکته:
۱/ طرح کرایه دوچرخه خیلی وقته که در میدان دهکده المپیک اجرا میشه.
۲/ فاصله زمانی مترو از شاه عبدالعظیم تا میرداماد دست کم ۴۵ دقیقه است و نه ۳۰ دقیقه.
آبان ۵م, ۱۳۸۷ @ ۶:۳۳ ب.ظ
• پاسخ به حرفی: اشتباه میکنی. همه چیز رو منتشر میکنم. برو آرشیو رو نگاه کن.
آبان ۶م, ۱۳۸۷ @ ۶:۳۲ ب.ظ
حسین جان البته الان دیدم که نظر قبلی رو چاپ کردی. نمی تونم قسم بخورم ولی تقریبا مطمئنم که قبلا نبود. ولی فقط به خاطر این فقره نبود. قبلا خیلی تو سردبیر خودم برات نوشتم و هیچ وقت چاپ نشد ولی تا دلت بخواد فحش ها چاپ می شد. حسین حتما خودت تا بحال خوب فهمیدی ما ایران ها خیلی با روراست بودن فاصله داریم.
آبان ۸م, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۲ ب.ظ
Would you please don’t think such serious about actions of a ridiculous person…AHMADINEJAD!!!! His works is just like a mad man….with out any ration and thinking behind them….as a scientific person, speaking about him is a big shame. all his postulations, in his travelling around Iran , poor countries …and etc. are some real evidence of his sickness!