بچهٔ قلهک

بازگشت حسین درخشان پس از هشت سال به ایران

نشانه های بازگشت

نوشته شده در ۲۸ مهر ۱۳۸۷

معمولا چند چیز نشانه بازگشت به قلهک است: پشه های سمج دروس، خطهای تلفنی که دم به ساعت باعث قطعی اینترنت می شود، و وبالگ که فیلتر است و حتی نمی توانم چیزی در آن بنویسم. ولی این بار یک مورد جدید هم به آن اضافه شده است که خانواده پنج نفری ما را تا ساعت سه امشب بیدار نگه داشت: دفاع من (و تا حدی هم مادرم) از احمدی نژاد در برابر پدر و خواهرم و شوهرش، در حال خوردن لوبیاپلوی مامان پخت و سالاد شیرازی.

من تهرانم و همه چیز رو به راه است. از فردا باید بروم دنبال یک اینترنت درست و حسابی. بعدا بیشتر می نویسم. تخت مرا صدا می کند. پشه ها نیز هم.

نظرات خوانندگان

۴۱ نظر از خوانندگان درباره‌ی مطلب “نشانه های بازگشت”

  1. ویرا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۴:۲۹ ق.ظ

    لطفا اینترنت درست حسابی کردی به ما هم خبر بده ! منم واقعا لازمش دارم .

  2. ویرا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۳ ق.ظ

    اقا شرمنده تو کامنت من { پیدا } جاافتاده ! به جای { کردی } بخوانید : { پیدا کردی } !!

  3. n!MA
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۰۲ ق.ظ

    wow

  4. حمید
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۹ ق.ظ

    سلام
    رسیدن بخیر!

  5. davood
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۴۷ ق.ظ

    رسیدن بخیر;)

  6. ناشناس
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۶ ق.ظ

    is this another joke

  7. amir
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۰ ق.ظ

    اینو جدی می گی پسر؟اگه راست باشه که خوش اومدی اساسی

  8. Hush
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۷ ق.ظ

    Hahaha, Welcome to the reality!

  9. مهدی
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۱ ق.ظ

    سلام حسین آقا….راستش من اصلا تا امروز نمیشناختم مطمئنم به من خواهی خندید اما مهم نیست. مینویسم برایت چون عاشق اسمت حسین هستم.آقا جان من به یک جمله بسنده میکنم”به فکر آن دنیا هم باش” تنها به این دنیا فکر نکن ما همه میمیریم عاجزانه به این جمله بیشتر فکر کن

  10. مجتبی
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۶ ق.ظ

    سلاممممم خوش اومدی پسر!!!

  11. صفر پورعباس
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۹:۱۲ ق.ظ

    رسیدنت را تبریک می گم. در کنا خانواده سلامت باشی.

  12. شایگان
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۹ ق.ظ

    واقعا دلم برای پدر و مادرت میسوزه. لابد هیچ وقت انتظار نداشتند که پسرشون یه آدم فروش از آب درباید و کارش به جایی برسه که از احمدی نژاد ابله طرفداری کنه.

  13. عبداللطیف عبادی
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۷ ق.ظ

    دیدی گفتم کاریت ندارن؟ حالا برو یه دکتر خوب داخلی رو پیدا کن تا اون گه های بی دلیلی رو که خورده بودی از توی معدت بکشن بیرون . دستگاههای امنیتی و قضایی ایران مگه بیکارن که راه بیفتن دنبال یه بچهوسوسول خل وضع و عقب مانده؟

  14. یارو
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۲ ق.ظ

    جدا؟ جالبه گلشیفته را وزارت اطلاعات میگیره! بعد این حرومزاده با خیال راحت ور دل ننه ش میره!

  15. امید
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۹ ق.ظ

    وقتی داشتم از دور نگاهت می کردم، حس کرده بودم خودت هستی اما هنوز دو دل بودم، ساعت حدود ۱۲:۳۰ دقیقه بود که با خوشحالی ۴ نفر مستقبلت با خوشی بیرون امدی.

  16. بابک
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ

    اقای درخشان عزیز چند تا سوال دارم از شما
    ۱-ایا برای همیشه رفتی ایران؟
    ۲-تحصیلاتت رو تموم کردی؟
    ۳-ایا در ایران برای فعالیت های انتخاباتی اینده فعال خواهی بود؟

  17. Magid
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۴ ق.ظ

    خوش آمدی
    لوبیا پلو هم نوش جانت

  18. ناشناس
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۵ ق.ظ

    khodeti

  19. رزیتا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ

    این هم جزء دروغهای دیگرت هست؟

  20. unknown
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۵ ب.ظ

    سلام
    اول اینکه رسیدن به خیر و خوش آمدید.
    تمام مطالب صفحه اول را خواندم. راستش را بخواهید خیلی شما را نمی شناسم پس نه از عاشقان سینه چاک شما هستم که بگویم همه حرفهایتان را چشم بسته قبول دارم و نه از شما متنفرم که بگویم اگر ساعت ۹ صبح هم بگویی الان روز است من باورم نشود و فکر کنم لابد شب است.
    من یک دانشجوی ساده کامپیوترم که در شرق ایران زندگی می کنم، نه سیاست بلدم نه اقتصاد می دانم ونه از نظریات لیبرالیستی و یا مارکسیستی چیزی می دانم، نه اصلاح طلبم و نه اصول گرا من فقط یک شهروند ایرانی هستم. رفرنس و دلیل حرف هایم همسایه ها و یا همکلاسی ها و کلاً آدم های اطرافم هستند و واقعیت هایی که می بینم.
    خیلی از حرف هایتان را قبول دارم و به دیدگاه من نزدیکند اما اینکه فکر کنیم که انقلاب در این ۳ سال بالغ شد هم زیادی مبالغه کرده ایم.
    *اول ۱۰۰ اقتصاد دان در نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور به او اشتباهات اقتصادیش را گوشزد کردند و اینکه او نباید بدون حساب و کتاب در قالب وام های کم بهره پول توی دست و پای مردم بریزد که نتیجه ای جز تورم نخواهد داشت ولی رئیس جمهور ساز خودش را زد و امروز تورم بیست و چند درصدی (رتبه چهارم جهان و اول خاور میانه را داریم) دارد خفه مان میکند.
    *دوباره طرح نقدی کردن سوبسید ها وباز اعتراض هزاران اقتصاد دان که پدر آمرزیده اینجا ایران است و ویژگی های خاص خود را دارد اجرای این طرح خوب است ولی با اوضاع فعلی چیزی جز تورم نخواهد داشت.
    *آن فرم های کذایی اطلاعات خانوار که دیگر محشر بود، همه صدایشان درآمد که این دیگر چیست؟ ولی باز رئیس جمهور با قلدر بازی و تهدید که آقا اگر ما یارانه به شما ندادیم گله نکنید که خودتان فرم را پر نکردید، همه با اکراه و هزار جور دروغ فرم ها را پر کردند. حالا بماند که این کارها که نتیجه ای جز تحویل یک مشت دروغ به دولت نداشت چقدر هزینه بُرد. هنوز نه به دار است و نه به بار یارانه کاغذ را برداشتند، این ترم فقط برای ۳ واحد درسی باید ۲ کتاب بخریم یکی ۲۰ هزار تومان دیگری ۱۸ هزار تومان، اگر هر دانشجو فقط ۱۸ واحد درس بردارد و یک منبع برایش معرفی شود باید ۱۲۰ هزار تومان فقط برای کتاب هزینه کند.
    در حالی که حقوق دریافتی را متوسط ۳۵۰ هزار تومان حساب کنیم شما حساب کن وقتی گوشت کیلویی ۹ هزار تومان، میوه متوسط هزار تومان، اجاره خانه های سرسام آور، فیش آب و برق و موبایل و تلفن کم شود دیگر چیزی برای مخارج دانشگاه نمی ماند.
    *خاتمی شعار آزادی بیان داد و صدا و سیما ومطبوعات با کمپرسی یک تُن انتقاد روی سرش کمپرس کردند طوری که دیگر از نفس کشیدنش هم انتقاد می کردند برای همین تا حرف مذاکره با آمریکا را زد همه یکصدا رای به ملحد بودنش دادند و تکفیرش کردند ولی امروز همان ها از پیشنهاد مذاکره احمدی نژاد با آمریکا دفاع می کنند، چرا؟؟؟ چون هم حزبشان است و به او رای داده اند.
    آزادی بیان هم که قربانش بروم چیزی شبیه پشمک است. نمونه اش هم همان اقتصاد دانانی هستند که از وقتی به دولت انتقاد کرده اند دیگر ۵ دقیقه هم در تلویزیون مهمان نبوده اند.
    *یا اینکه تا حالا از خودتان پرسیده اید گروگان گیری های عبدالمالک ریگی(رهبر جندالله) توی سیستان وبلو چستان و کرمان از کی شروع شد؟؟؟
    درست چند هفته بعد از این که استاندار جدید سیستان و بلوچستان آقای ده مرده معرفی شد، لابد می پرسید چرا؟؟؟
    چون از قدیم الایام بین زابلی ها وبلوچ ها اختلافات قومی و طایفه ای شدیدی وجود داشته و در دولت های گذشته با انتخاب یک استاندار غیر بومی ناامنی های استان مذکور به حداقل می رسید ولی دولت با شاهکاری که زد یعنی انتخاب یک استاندار زابلی (بومی) آتش ناامنی که مدت ها زیر خاکستر منتظر اینچنین فرصتی بود رو دوباره شعله ور کرد!!! و کلی سرباز گروگان گرفته شدند. کاری ندارم که احتمالاً بعداً چه کسانی ساپُرتشان کردند.
    *یا همین چند ماه گذشته وقتی معلوم شد آقای کردان وزیر محترم کشور مدرک دکترای افتخاری که ادعا می کرده از آکسفورد کرفته جعلیست و حتی بعد از استعلام های مکرر دانشگاه آکسفورد اعلامیه ای روی سایتش قرار می دهد مبنی بر اینکه این دانشگاه به فردی به این اسم نه مدرک دکترای افتخاری ونه هیچ مدرک دیگری داده است. رئیس جمهور هم که بیان می فرمایند که مدرک مهم نیست.
    *همه دنیا ۳۰ سال است که با موضع رسمی حکومت ایران با مسئله اسرائیل آشناست و آقای دکتر هم که آتشش از همه تندتر بوده در این ۳۰ سال، شاهد حرف هایم هم صحبت هایش در مورد اینکه اسرائیل باید محو شود و زیر سؤال بردن هولوکاست است. آنوقت که می بینیم آقای مشایی پدر عروس آقای رئیس جمهور آن حرف های کذایی را راجع به دوستی با مردم اسرائیل می زند همه منتظر می شویم که طبق رویه معمول دکتر، مشایی هم از قاعده مستثنا نشود ولی با کمال تعجب می بینیم برخلاف عادت معهود رئیس جمهور از وی دفاع می کند واینجاست که صدای طرفدارانش هم در می آید.
    *در ضمن ما الان توی قرن ۲۱ زندگی می کنیم نه در عهد چاپار که رئیس جمهور برای نظارت و پیگیری مصوبه هایش بخواهد به این ور و آن ور سفر کند. اگر هم مدیرانش در استانها اینقدر ضعیفند که برود خودش را بکشد. من نمی دانم این چه رسمیست که باید برای رئیس جمهور نامه بنویسی تا کارت راه بیفتد. اگر قرار باشد همه برای رئیس جمهور نامه بنویسند پس وجود این همه اداره و کارمند دیگر برای چه؟ اگر وضع مدیرانمان اینقدر خراب است که به این سیستم باید فاتحه خواند.
    ببخشید می دانم خیلی طولانی شد و اصلاً شبیه یک کامنت نیست، شما بگذارید پای درد دل یک ایرانی.
    همین…
    پاینده و پیروز باشید.

  21. حمید1366
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۲:۲۳ ب.ظ

    واسه اینکه تداخل نام صورت نگیرد؛ زین پس اسمم را عوض کردم (!)

    آقا خوش اومدین… رسیدن به خیر…

    اّنلی صبانت : من مشهد با ۱۲۸ , ۱۵۰۰ دارم !
    http://www.speedtest.net/result/312483012.png
    البته نمیدونم تهرونش چه جوریه!
    ظاهرن که هنوز وزارت فخیمه سراغ سرکار نیومدن !

    ما ۱۶ آذر مشهد روت حساب کنیم دیگه ؟

  22. دانشجو
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۲ ب.ظ

    از اینکه بعد از هشت سال شهامت برگشت به وطنت رو داشتی بهت تبریک میگم . امیدوارم حالا که از نزدیک ایران رو میبینی کمی واقع نگر تر بشی و مطالبت رو با دقت بیشتری بنویسی . در اینکه همه ما ایران رو دوست داریم ( البته نه دقیقا همه ) شکی نیست اما این دوستی صرفا به معنای اینکه چشمهامون رو به بعضی حقایق ببندیم نیست . امیدوارم با مایه های علمی اندوخته شده که البته اونها خودشون صرفا برای مطالعه ایران کافی نیست اما کدهایی رو به ما میده در مورد ایران ، معضلات اجتماعی و سیاسی و اخلاقی اون بیاندیشی و با وسواس کامل که علامت رشد عقل هست بنویسی .

  23. پارسا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۷ ب.ظ

    دعا کن بگیرنت ببرند بزنن ات و شل و پل ات کنن و گرنه میشی جاسوس و دست راست و خایه مال و خائن!!!!
    در مورد احمدی نژاد هم باید بگم تو مثل همیشه عمرت یا از اینور میافتی ای از اونور، درست رو از هر چیز انتخاب کن. این بی عقلی از کسی که اینهمه ادعا داره بعید.

  24. اردشیر
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۳:۰۹ ب.ظ

    خوب به تخمم که اومدی سنده . ریدم به روح پر فتوحت خایه مال دستمال به دست. و ضمنا ریدم به اون وبلاگت ای چس مغز تو خالی.

  25. سید علی سنائی
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۳:۵۲ ب.ظ

    به فصل جدید زندگیت خوش اومدی

  26. غلامحسین خان بابا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۵:۳۱ ب.ظ

    اگر سر و کلت با قاضی مرتضوی افتاد، به من خبر بده. ای میلم رو که داری.

  27. وکیل دادگستری
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۶:۴۷ ب.ظ

    بسیار خوش آمدی خوشحالم که مشکلی پیش نیامد. و انشاء الله پیش نخواهد آمد.

  28. عباس
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۸ ب.ظ

    دروغ می گی جاسوس کوچولو…اگرم راست میگی فک کنم از اینترنت اوین وصل شدی…برو به درک جاسوس کوچولو

  29. salam
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۳ ب.ظ

    سلام

    تقریبا یک ماهی است هر روز hoderرا دنبال می کنم به نظرم تغییر خوبی در شما پیدا شده اما بعضا ادبیات شما را نمی پسندم ضمنا ما مشتری چلغوز هم بودیم ولی از بس که نو نشد دیگر سراغش نرفتیم

    می خواستم اول بگویم ولی آخر شد ضمنا تر !! ما هم محلی هم هستیم تقریبا ! بیا ما رو ببین همین اطرافیم

  30. ویرا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۹ ب.ظ

    من یه مطلب داشتم در مورد کامنت اقای unknown
    که گفتن اقتصاددانان از اقای احمدی نژاد شاکی شدن و این حرفها . دوست عزیز بهتون پیشنهاد میکنم به عنوان یک هموطن راجع به ونزوئلا و هوگو چاوز و شباهت مسائل کشورش با بعضی مسائل در ایران مطالعه کنید . چاوز در ونزوئلا کاری انجام داده شبیه به کار مصدق و احمدی نژاد در ایران . یک چیزی رو همین اول بگم که کشوری که کمترین لطمه رو از بحران اقتصادی در امریکا متحمل شده همین ونزوئلاست ، به دلیل استقلال اقتصادش از امریکا . وقتی چاوز میخواست بعد از ملی شدن نفتش دولت رو بعنوان کنترل کننده مبادلات ارزی ناظر قرار بده ، تمام { اقتصاد دانان و نخبگان } به او اعتراض کردند . اما همین کنترل دولت بر مبادلات ارزی و ذخیره قوی ارزی کشور ونزوئلا بود که این کشور رو در برابر بحران اقتصادی امریکا که به خیلی از کشور ها سرایت کرده ، حفظ کرده و از این بابت کوچکترین لطمه ای به اقتصادش وارد نشده . بنابراین گاهی اوقات خرد جمعی که به عنوان مثال در ایران همسو با منطق محرومین که اکثریت مردم رو تشکیل میدند هست ، بهتر از نظر و منطق نخبگان که در اقلیت و از قضا در رفاه زندگی میکنند نجات بخش سیستم فاسد و مشکل دار در یک کشوره . نمونه زنده و ازموده اش همین ونزوئلاست که در حالی سرحال و قدرتمند ایستاده که کشوری مثل ایسلند که بالاترین درامد سرانه رو داشته و بهترین کشور دنیا برای زندگی محسوب میشده به دلیل وابستگیش به اقتصاد امریکا ارزش پولش نصف و بانکهای بزرگش دولتی شده اند . احمدی نژاد و روش احمدی نژاد رو دست کم نگیر دوست عزیز و بهش اعتماد کن . اقتصاد مملکت نیاز به تکانی اساسی داره و ادم این کار هم خود احمدی نژاده .

  31. ویرا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۹ ب.ظ

    راستی چه باحال اقای لطیف بازم کامنت لطیف گذاشته . ولی خداییش کامنتاش یه جوریه که متنوعه و خستگی ادمو در میبره . ولی میخواستم بپرسم از ایشون که گه بی دلیل رو وقتی میخوریم باید بدیم دکتر از معده مون درش بیاره ( نفهمیدیم پس روده چه کارس این وسط )- اگه گه با دلیل بخوریم اونوقت توصیه ایشون چیست ؟؟ ( گفتم اگه گه خوردن با دلیل باشه شاید دیگه نیاز به دکتر نداشته باشیم - مگه نه اقای لطیف عزیز ؟ )

  32. reza
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۱۲ ب.ظ

    آدم فروش , رسیدن پای کثیفت به خاک میهن را تسلیت میگم

    ننگ بر اون ذات پست و حقیرت مزدور خوار

  33. تهرونی
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

    میبینم از دیشب یه بوی تعفنی تو قلهک پیچیده

    پس دلیلش تویی آقای درخشان

    جان اون ننت برو تو اگوی فاضلاب بخواب بزار ملت از بوی گندت در امان باشند

  34. حسین درخشان
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۹ ب.ظ

    • پاسخ به تهرونی: کی میخواین بزرگ شین و از این متلک‌های سن راهنمایی دست وردارین؟ اگه حرفی داری بزن. ولی این لوس‌بازی‌هات بیشتر به من حقانیت میده.

  35. رضا
    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ

    حتی انقدر ادمت حسابت نکردن که بگیرنت یه بازجویی بکنن ازت…ای خاک بر اون سرت!

  36. ویرا
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۳ ق.ظ

    بحث لطیف گه - قسمت ۲ : اقای لطیف به عنوان متخصص کارکشته در امور گه لطف فرمایید ما را مستفیض نموده و توضیح بفرمایید که شخص خودتان با گه های بی دلیل خورده شده ی داخل معده تان چه کردید ؟ با گه های با دلیل خورده شده چطور ؟( کلک نکنه روده زاپاس داری رو نمیکنی ؟! ) دلم نیامد بحث گه که پیش امده این روشنگری را از جناب ایشان درخواست نکرده باشم . / هودر نکنه این کامنتو نذاری زیر مطلب . بابا بذار از لطافت گه یه چیزی هم به خود جنابش برسه اخه . لطافت یک طرفه معنی نداره که . گرچه ، نذاشتی هم نذاشتی . صاحب وبلاگ تویی . ما که نیستیم ! شاید خوشت نیاد اینجا بشه صحنه درگیری کامنت گذاران ناراضی !/ شب خوش !

  37. حسین درخشان
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۱ ق.ظ

    • پاسخ به رضا: شب درازه حالا… غصه نخور. البته امثال تو به هر حال در هر حالتی یک چیزی دارین که بگین. برای همین: گور بابای همه‌تون! :)

  38. علی
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۳ ق.ظ

    حالا به من ثابت شد که همه این حرفا درست بود که تو همکار حکومتی. همه کار هات و نوشته هات هم رد گم کنی بود

  39. حامد
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۲:۲۱ ق.ظ

    سلام
    اگر اشتباه یادم نمانده باشد پدر شما موتلفه ای است و بنابراین طبیعی است احمدی نژاد را قبول نداشته باشد. بیشتر موتلفه ای هایی که می شناسم به خاطر رودربایستی و شرمی که از آقای خامنه ای دارند است که علنا به احمدی نژاد نمی تازند و الا او را قبول ندارند. مگر مصاحبه عزت الله هسکراولادی را با جام جم نخواندی؟
    راستی به خاطر لینکی که دادی ممنونم.

  40. علی
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۶:۴۳ ق.ظ

    سلام
    خوش اومدی به وطن

  41. مادر
    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۹ ب.ظ

    خیر مقدم می گیم!

نظر بدهید





  • درباره

    حسین درخشان پس از هشت سال تصمیم به بازگشت و زندگی در ایران گرفته است. در این وبلاگ او از این تجربه و جنبه‌های گوناگونش می‌نویسد. هر لینکی که به نوشته‌های این وبلاگ بدهید باعث می‌شود صدها نفر دیگر هم بتوانند آن را بخوانند. هرگز فرض نکنید کسی به لینک‌های شما نیازی ندارد. برای تماس خصوصی با درخشان به او ایمیل بدهید: hoder ات hoder دات com
  • تلویزیون

  • بایگانی

  • دسته‌ها

  • RSS خواندنی‌های امروز

  • RSS از وبلاگ‌های همسایه

  • نوشته‌های تازه

  • دیدگاه‌های تازه