نظرخواهی: با من چه خواهند کرد؟
نوشته شده در ۲۵ مهر ۱۳۸۷
قبل از اینکه بحثش را باز کنم میخواهم یک سوال بپرسم. به نظر شما پس از بازگشت به ایران، جمهوری اسلامی چه نوع برخوردی با من خواهد کرد با توجه به تمام اعمال و نوشتههایم در این هشت سال؟ برایم حدستان را بنویسید تا بعدتر من هم خودم پیشبینی خودم را در میان بگذارم. ممنونم.
نظرات خوانندگان
۱۱۹ نظر از خوانندگان دربارهی مطلب “نظرخواهی: با من چه خواهند کرد؟”
نظر بدهید
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۰۹ ق.ظ
You will be asked to continue sucking their dicks and will be fucking forgiven dude. u will easily afford it
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۱۱ ق.ظ
• پاسخ به Nima: Is this how you were accepted in Norways and the U.S. from Sharif university Nima jan?
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۱۳ ق.ظ
I think you are not that much important to even think about this issue. So, let’s forget it and don’t think about it.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۲۶ ق.ظ
I live a pathetic life these days. I can blindly accept to `replace my life` with any randomly chosen person from the street. The only exception is you as the only person I think is living a more disgusting life is you! good luck with your endeavors. Nima is right, maybe you have sucked enough that they will let you keep living your sucking life.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۳۱ ق.ظ
No honey. Different people have different needs. Here they need talents. There they need suckers. Go ahead. It’s your turn
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۵۰ ق.ظ
در ایران معمولا اگر ابراز ندامت کنی و بگویی که دیگر آنطوری که قبلا حرف زده بودی (یا نوشته بودی) فکر نمیکنی و به اشتباهت پی بردی کاری باهات ندارند. مثلا بعد از انقلاب بعضی از اعضای مجاهدین با بیان اینکه اشتباه کرده اند بخشیده شدند. از یک افسر ضد اطلاعات هم شنیده بودم که در صورت شناسایی یک خبرچین اول به او پیشنهاد همکاری دوجانبه میکنند و او را میبخشند. (نمیدانم چقدر صحت دارد البته). مشکل آن موقع پیش می آید که به حرفت پا فشاری کنی و هنوز به اشتباه هایت پی نبرده باشی و تبدیل به تهدید شوی. البته حدس میزنم تو خودت این را بهتر از من میدانی و بدون هیچ توهینی به خودت باید بگویم که فکر کنم دلیل نوشته های بی منطق و ساده لوحانه و سبک اخیرت همین است.
این هم جواب سوالت: میگیرنت، باهات حرف میزنند، یک ذره میترسانند، تعهد میگیرند و میگذارند بروی. شاید هم یک شب بخوابی.(شرت آهنی بپوش! lol, just kidding ) ممکن هم هست برای مدتی ممنوع الخروجت کنند.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۵۲ ق.ظ
امیدوارم برخورد بدی باهات نکنن، البته فکر هم نمیکنم برخورد بدی بکنن، چون بالاخره همین چند وقت پیش تلویزین جمهوری اسلامی به عنوان متخصص باهات مصاحبه کرد.
البته از اونجایی که تو ایران هیچ چیز قابل پیش بینی نیست، مخصوصاً در دولت احمدی نژاد (حتی تعطیلات هم مشخص نیست، چه برسه به مسائل دیگه) این مورد رو هم نمیشه پیش بینی کرد. مگر اینکه ضمانت کتبی داشته باشی از احمدی نژاد (مثل جریان امیر احمدی)، که البته بازهم تضمین ۱۰۰% نیست.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۵:۴۴ ق.ظ
بعقیده من مشکل چندانی برات بوجود نمی آید. احتمالا یه نمور سئوال و جوابت می کنن. اما چون بچه معروف هستی گمون نکنم کار به بازداشتت برسه.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۷:۰۰ ق.ظ
I think you will be interviewed briefly in the airport and that will be all.
According to the islamic law, you are considered a “Mortad” because you have specifically confessed that you don’t believe in God and his Messenger and have left Islam (although you believe in the version of Islam that promotes resistance, your direct confession in not believing in God is a much stronger statement) and thus deserve the death penalty. However, you will be given a three day window to repent and come back to Islam.
Good luck
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۲ ق.ظ
سلام
راستشو بگم، من هنوز هم به تو اعتماد ندارم، گرچه از خوندن نوشتههات لذت میبرم.
اما در ایران اگه بدشانسی بیاری و بفتی دست بادمجون دور قاب چینها (که براشون خیلی فرق نمیکنه چه دولتی رأس کاره، همیشه نوکرم چاکرم میکنن) پوست کلهات کنده است.
اما معتقدم اگر بتونی از دست اونها جون سالم بدر ببری، با دولت احمدینژاد هیچ مشکلی نخواهی داشت و مثل خیلیهای دیگه که برگشتن و دارن زندگیشونو میکنن، آزاد خواهی بود.
اما متأسفانه عیب مملکت ما اینه که در مورد هر چیزی هزاران مسؤول وجود داره، در نتیجه اگه ۹۹۹تاشون هم بیخیال شوند ممکنه یکی مثلاً از قوه قضاییه رگ غیرتش بیرون بزنه و بخواد تلافی همه رو سر تو دربیاره.
اما امیدوارم که بتونی تو مملکت خودت آسوده زندگی کنی.
راستی یه چیز دیگه، یکی از بزرگترین خطرهایی که تهدیدت میکنه طرفدارای چماق بدست مخالف دوست(!) دوم خردادی و تحکیم وحدتی (شهوتی) هستند، خیلی باید مواظب اونها باشی.
یا علی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۸ ق.ظ
خب سوال سختیه. فکر کنم اول خفتت کنن یه بازجویی فنی ازت بکنن ببینن چی می گی.
بعدشم خوب بستگی به این داره که چیا تحویلشون بدی تو اون بازه مثلا ممکنه ازت بخوان یه حرفایی در مورد یه آدمایی بزنی یا هرچی و خب با توجه به اینکه چه عکس العملی نشون بدی عکس العمل اونا تعریف می شه.
کلا من بعید می دونم کسی به چپش باشه که تو درصد الکل خونت چقدره و…
احتمالا سوال اینه که بودنت بهتره یا نبودنت (واسه اونا)
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۹ ق.ظ
i believe the matter has already been negotiated and you are aware of their decision
you have their green light to go back and to follow certain procedures as set by them
it could be signing and possibly issuing a formal letter of repent and promiss of full compliance
they in turn will boycut you and you will keep low profile for some time then start your apple polishing process and gradually get into the circle to do what they want you to
based on the above,dont play dumb ass and dont thing others are stupid
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۰ ق.ظ
خیلی خاله زنک شدی ها :دی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۲ ق.ظ
موقع ورود که کاریت ندارند . اگر همین قدر که بچه خوبی شدی ادامه بدی هم اصلا دیگه کاریت ندارند . اما خدا نکنه دوباره تفکراتت به هم بریزه و بخواهی بری سرزمین کفر اونوقته که باید تاوان همه کارات و با هم پس بدی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۸ ق.ظ
مطمن باش میزارن روی سرشون حلوا حلوا میکنند انها از این خود مائی ها خیلی خوششون میاد
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۹ ق.ظ
با احترام
این ها را که می نویسم برخی اش حدس و گمان است و برخی تحلیل و در نتیجه، در همین حد ارزش دارد و منظور تهمت پراکنی غیر مسئولانه نیست:
با توجه به موقعیت پدرت در بازار، قاعدتا آن ها از سال ها قبل در جریان تصمیم ات هستند و خودشان هم در ایران پیگیر موضوع می باشند. با تعریفی که دیروز از پدرت کردی، چگونه می توان باور کرد که بازگشت پسر نامتعادل اش به ایران را ساده بگیرد و کاری نکند. (منظورم از نامتعادل توهین نیست و بلکه تغییر مواضع گاه ۱۸۰ درجه ای توست و کلمه گویای دیگری پیدانکردم و می بخشی)
پس من طبیعی می بینم که پدرت به ادارات و مقاماتی مراجعه کرده باشد برای تضمین گرفتن برای ورود و اقامت در ایران و تو اگر چه - و بدیهی است - که اندکی دلهره داری، ولی تضمین ها قوی تر از آن است که این دلهره ها پایت را سست کند. طبعا دنباله ارتباطات اداری احتمالی پدر، باید به خودت هم کشانده شده باشد. چرا که نه؟ وقتی با شعار حمایت کامل از جناح کنونی حاکم وارد میدان شده ای و جای سالم روی بدن اصلاح طلب ها باقی نمی گذاری؛ ارتباطات ، هم طبیعی و هم مشروع جلوه می کند. بخش بعدی استدلالم این را روشن تر می کند:
صرف نظر از فعل و انفعالات اداری؛ خودت، فکرت، قلمت و سایت ات را دربست در اختیار جناح حاکم و شاخص کنونی آن محمود احمدی نِژاد گذاشته ای. دفاعی که تو از سیاست های او می کنی، حتی وزیرانش و دستگاه های تبلیغاتی اش نمی کنند. چون که با گفتمان خارج کشوری هم به خوبی آشنایی و حرف های نوی برای زدن داری و برای همین است که سر ذوق می آیند و گاهی بهت انعکاس می دهند. معلوم است که در انعکاس دادن به تو دست بستگی دارند و نمی خواهند به یک باره حلواحلوایت کنند و تو را روی سرشان بگذارند؛ اما به گمانم اگر محذوراتی نداشتند؛ همه شان به نوشته های تو لینک می دادند که از هر نوشته ای برای وابستگان این جناح به خصوص جوانان شان، تازه تر است و حرفی برای گفتن دارد.کل سیستم تبلیغی احمدی نژاد جمع شوند نمی توانند، مطلبی که تو در تبلیغ سیاست ها و شخصیت او نوشتی (در جواب خانم علی نژاد) بنویسند. نوشته تو در حکم یک مانیفست قوی بود برای شخص او و دولت او. فکرش را بکن؛ احمدی نژاد توسط تبلیغات اپوزیسیون خارج کشور و مدیای جهانی و نیز اصلاح طلبان داخلی؛ سکه یک پول شده، ولی یکی پیدا شده که ازش یک کاوه آهنگر و یک مصدق ساخته است و حالا سوال می کند که اگر برود ایران، وزارت اطلاعات این حکومت با او چه خواهد کرد؟
معلوم است که هیچ کاری با تو نخواهندداشت!طبیعی است که ملاقات های دوستانه ای با تو خواهند کرد و ازت خواهند خواست که این جا خارجه نیست و مراعات هایی باید بکنی، اما از هر جهت آزادی. قبول دارم که به پول احتیاج نداری، و گروه خونت هم با مقام گرفتن نمی خواند و خودت را ضایع خواهی کرد. به طور داوطلب در خدمت کمپین احمدی نژاد در خواهی آمد؛ بسیار خوب، به شرطی که اگر او این دوره رای نیاورد و اصلاح طلبان دوباره حاکم شدند، تو در همین مواضع کنونی ات بمانی، و دوباره نروی وردست امثال شمس الواعظین و طیف فکری او قلم بزنی، و این بار یک کاوه آهنگر و مصدقی در میان آن ها پیدا کنی!
از این که این همه صریح می نویسی و سبک خوبی را در ادبیات سیاسی ایران باب می کنی، تحسین ات می کنم.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۱۸ ق.ظ
I’m sure they will stop you at the airport and will question you about many things you have done in Europe. They may even take you prison and keep you for a month or two. But I am sure there will be no mistreatment or torture the way the Savak did to the Iranians. In the end they will let you go home. Of course, they will also keep your passport and you won’t be able to leave the coutnry for a couple of years.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۲۵ ق.ظ
با نگاه خوشبینانه اول که وارد بشی خودتو پاسپورتهاتو توقیف و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات منتقلت میکنن.بعد از یک هفته بازجویی به دادسرای فرودگاه منتقلت میکنن و با یک قرار بازداشت موقت پروندتو میندازن تو جریان تحقیق و بعد از دو هفته یک کیفر خواست صادر میکنن و میفرستن دادگاه. تو دادگاهم اگر شانس بیاری یک تا سه ماه حبس قابل تعلیق و قابل تبدیل به جزای نقدی.یعنی در واقع هیچ.ولی با نگاه بد بینانه یک هفته بازداشتت تو وزارت اطلاعات تبدیل به چند هفته میشه و بجای دادسرای فرودگاه میفرستنت دادسرای دادگاه انقلاب که کارت دیگه با کرام الکاتبین هستش.به جرم جاسوسی برای اسراییل یا اقدام علیه امنیت داخلی یا خارجی.امید وارم اینطور نباشه و بعید میدونم کسی رو که تو پرس تی وی دعوتش کرده بودند رو همچنینی اتهاماتی بهش ببندند. خیالت راحت باشه ان شاء الله سر و بر و گنده تو تهران میبینیمت
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۶ ق.ظ
• پاسخ به امید: ممنونم. ولی خواهی دید که هر کس در همین راه احمدینژاد برود را حمایت خواهم کرد، هر کس و از هر جریان و با هر قیافهای که باشد.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۰ ق.ظ
• پاسخ به visitor: You’ll see soon.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۵ ق.ظ
• پاسخ به Nasim: So why did you just spend your precious time on this blog and left a comment, if it’s so unworthy?
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۳ ق.ظ
اگر میخواستن اذیتت کنن دعوتت نمیکردن به پرس تی وی . البته تو به پر و پای رفسنجانی و خاتمی و گردن کلفت های سرمایه دار خیلی پیچیدی - ممکنه کسانی از دار و دسته رفسنجانی یا خاتمی ازت شکایت کنن ( به خصوص که توی یکی از پست های قدیمیت یه ذره به رهبر درشت گفتی و بهانه هم دارن ! ) . ممکنه احضارت کنن و ازت توضیح بخوان و اون وقت تو هم مطالبی رو که در تمجید از رهبر یا خمینی نوشتی رو میکنی و ماجرا به خیر ختم میشه . به هر حال میدونی که قوه قضاییه اونقدر ها در جهت منافع و مطالبات دولت حرکت نمیکنه . ولی هودر جان یه چیزی رو بگم ؟ من اگه جات بودم بی سر و صدا بر میگشتم ایران . اشکال تو اینه که خیلی صادقی . بیش از اندازه . و این در ایران که مردمش با یکرنگی و صداقت خو ندارن یک ایراد به حساب میاد . صداقت بیش از اندازه در مورد زندگی خصوصیت و همینطور دیدگاههای سیاسیت برات دردسر سازه . اگه بخوام منم صادق باشم باید بگم که کاش اصلا بر نمیگشتی .
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۴ ق.ظ
نیا !
اگه بیای انا خشک خشک میکننت :D
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۹ ق.ظ
• پاسخ به ویرا: اگه بیسروصدا برمیگشتم که بدتر میگفتند نیگاه کن این جاسوسه رسما.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۰ ق.ظ
یک بشکه قیر داغ در فرودگاه گذاشته اند تا وقتی برگشتی بریزند در دهانت. یا شاید روی کیبردت. یا شاید خودت و کیبردت را با هم بندازند داخل آن بشکه.
شوخی کردم. دولت مهروز در عمل هم رفتار حسنه ای با تو خواهند داشت احتمالا.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۵۴ ق.ظ
هیچی…..نگران نباش…زیاد اذیت نمیشی.:دی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۲ ب.ظ
اتهامات جنابعالی مشمول مرور زمان شده است . در صورت احضار به دادگاه حاضرم وکالتتان را بپذیرم. جای نگرانی نیست. وکیل پایه یک دادگستری تهران
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۸ ب.ظ
اقای وکیل دادگستری حهت اطلاع عرض میکنم یکی از جرائم هودر طبق ماده ۲۴ قانون گذرنامه سفر غیر قانونی به اسراییل هست که طبق ماده ۳۶ همان قانون مجازاتش یک تا سه ماه حبس هست ولی طبق بند ۲ ماده ۱۷۳ ایین دادرسی کیفری با گذشت ۵ سال شامل مرور زمان میشود که از این سفر بیش از ۳ سال نیست که میگذرد پس اول قانون را کمی مطالعه فرمایید بعد درخواست کار روی پرونده کسی را بنمایید. هودر جان تنها راه نجات تو تبدیل حبس کمتر از ۹۹ روز تو به جزای نقدی میباشد البته اگر جرائم حاد تر برایت در نظر نگرفته باشند که احتماش خیلی ضعیف است
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۲۲ ب.ظ
I wouldn’t worry about how you’re going to be treated. I’d worry about finding a job there and earning a living.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ
شک نکن کاری باهات نخواهند داشت و اسمت جز توابین رد شده. با خیال راحت برگرد و از دیدن خانواده ات لذت ببر و به طرفداری ات از احمدی نژاد حد اقل تا وقتی برمیگردی ادامه بده تا خطری تهدیدت نکنه …
حق بین باشی.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ
احتمال خیلی زیاد اصلا کسی باهات کاری نداره، مثل هزاران مسافر دیگه از فرودگاه خارج میشی. مگر اینکه بدخواه داشته باشی که از الان زیرآبت رو زده باشه و منتظر باشه یه حالی بهت بده. وگرنه چکار بهت دارند؟ این همه ایرونی هستن که اونور آب با اسم خودشون وبلاگ مینویسند و عکسهای «غیراسلامی» مهمونیهاشون رو میذارن آنلاین. هرسال هم به ایران رفت و آمد دارند. کسی به این چیزها کاری نداره.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۰۴ ب.ظ
• پاسخ به فاطمه شمس: توابین از چی؟ لطفا اگر هم میخوای متلک بندازی یه کم دقیقتر بنداز.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۰ ب.ظ
هیچ کار
چون این قدر بیکار نیستن که کار و زندگی شون رو تعطیل کنن بیفتن دنبال شما. در ضمن مگه شما جرمی مرتکب شدی که فکر می کنی قراره با شما کاری کنند؟ من فکر می کنم بیش از حد ذوق زده ای وقتی بیایی تهران می فهمی خبری نیست. تو واقعآ فکر می کنی الان مردم تهران و مسئولین نظام منتظر وقوع پدیده ای به نام ورود حسین درخشان هستند؟
حاجی جان! فکر می کنم لازمه یادآوری کنم که دنیا اصولآ محدود به حسین درخشان نمیشه و مسائل زیادی در این دنیا وجود داره. البته تو حق داری که نگران خودت باشی و همواره خودت رو محور عالم ترسیم کنی ولی فکر می کنم اینجوری از خیلی چیزهای دیگه غافل می مونی.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۶ ب.ظ
از مواضع سیاسی قبلی ات دیگه آی کیووووووووووو! مشکل از گیرنده ست! متلکککککککککک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ توهماتت شروع شد باز؟؟
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۲:۴۸ ب.ظ
هودر جان وقتی میگم بی سر و صدا یعنی اصلا کسی نفهمه که اومدی که بخواد جفنگ بگه . البته نمیدونم شاید بی سر و صدا اومدن برای کسی مثل تو اصولا ممکن نباشه ، یعنی بالاخره یه جوری خبرش درز میکنه . نمیدونم والله ، صلاح ملک خویش خسروان دانند و بس ! ولی جدا از این حرفا ، اخه ایرانم شد جای زندگی ؟! گرچه من خودم هرگز رضایت ندادم ازش بیرون برم !!
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۰۱ ب.ظ
سلام
شما تا رفیق شفیقت حسین بازجوی شریعتمداری رو داری غم نداشته باش. آدم که با نوکرش کاری نداره. تو این هشت سال هم همش نوکری جمهوری اسلامی رو با قیافه به ظاهر روشنفکرانه انجام دادی. نترس برگردی احمدی نژاد می کند وزیر شایدم مشاور مثل امیر احمدی.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۳:۳۲ ب.ظ
مقامات رسمی واقعاً نه حال و نه وقتش را خواهند داشت و نه اصلاً برایشان مهم خواهی بود.
اما باید از دار و دسته تحکیم وحدت (وحشت) و نوچه های چماق بدستشان بترسی. چون این طرف بدجوری به جبهه خارج از کشورشان و به زورآنلاین و مفت خورهای دیگر ضربه زده ای و یک جوری باهات تسویه خواهند کرد.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۰۹ ب.ظ
حسین جان
جمهوری اسلامی از داشتن منتقدان دلسوزی چون تو به خود می بالد. تو نمونه بارز یک وطن پرستی که قلبش برای کشور و نظام و انقلاب می تپد. فقط کمی صبغه مذهبی ات را بیشتر کن. اگه می توانی از ۱۱ تیغه شیفت کن به ۲۱ تیغه. هیکلی داری یا برات درست کنیم؟
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۱۶ ب.ظ
since you enjoy this “self masturbation” of keep asking people to remind you that you actually excist! I will give it to you to:
Your time is up and that’s why you are going back. At least you were smart enough o know that you have expired and the only possible chance is to go back. But in my opinion that wont do it.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۲ ب.ظ
they would welcome you and you know this for sure. do not pretend that you are going there without getting any thumbs up
by the way when are revealing the date that you are traveling back to iran?
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۷ ب.ظ
Based on Irans law and islamic law as I mentioned several times you should be convicted and executed because you have freely confessed to drink alcoholic beverages more than 4 times but since in Iran every thing even law is ridiculous and impossible to predict so maybe not.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۸ ب.ظ
my dear you should come to this point that you are not that imporatnt at all to think about these things so free your mind and just relax!! you are nobody ! people discover medication for fatal diseases and rescue millions of lives and still nobody knows them .you claim that you took the initiative to bring the culture of weblog to iran ?? ok thats fine i confess that you did but if you hadnt done it you think people would never know what the hell is weblog?? by the way this is your dream that you have done such a huge job and you are a very famous and important guy .. ok!! fair enough but you will see how people consider you, please try to practice everyday telling yourself :”I AM NOT IMPORTANT” i think plenty of your problems and of course people who leaves funny comments here will be solved(i can see you are very popular as well… to be honest i havent seen such a huge attack on ones weblog from every single layers of the society)!!!
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۵:۰۷ ب.ظ
• پاسخ به بیم: گه خوردن. رقمی نیستن. ولی اگر هم بلایی سر من بیاد همه باید بدونن که کار چماقگیرهای حسین باستانی و علی افشاری اینها است.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۵:۰۸ ب.ظ
• پاسخ به shoja: قانون مجازات اسلامی رو بخون. اینجوری که میگی نیست.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۵:۱۶ ب.ظ
با احمدی نژاد مکاتبه کن . وقتی به ایران رفتی روحا و باطنا خود را از گذشته دور کن .
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۵:۲۷ ب.ظ
• پاسخ به Farideh sedehi: So why are you spending so much time and energy on this blog and me if you think I’m nobody? Your action contradicts what you say.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۶:۳۰ ب.ظ
سلام
منم خوشحالم که می خوای به ایران برگردی البته هنوز هم یه کمی مشکوک میزنی،من تا حالا خیلی عشق های افراطی رو دیدم که به تنفر تبدیل شده و برعکس.
سعی کن توی هیچ کاری افراط نکنی
در مورد اینکه چیکارت می کنن خیلی از مسائل حقوقی سر در نمی آرم ولی به نظرم کاری باهات ندارن اما از شاکی های خصوصی بترس!که بد موجوداتی هستند ومی تونن برات دردسر درست کنند ،آمار تمام کله گنده هایی رو که تا حالا بهشون فحش دادی در بیار و حتما با چند وکیل مشورت کن
موفق باشی
یا علی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۷:۳۸ ب.ظ
استاد مجتبی . به عرض برسانم که حبس ۹۹ روزه نداریم . مجازاتی که حداقل آن ۹۰ روز تعیین شده است الزاما تبدیل به جزای نقدی خواهد شد.مخصوصا متهمی که سابفه موثر کیفری ندارد.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۸ ب.ظ
Another thing you may want to think about is finding some people or organizations to montior your arrival in Iran. For instance, Amnesty International, or some legal people who could report your missing if the intelligence guys took you away. I don’t mean to frighten you, but you never know. A friend of mine in Germnay took part in meeting of monarchists in Frankfurt just out of curiosity. When his wife went back to Iran, they stopped her and took her passport, though she had not taken part in the meeting. They threatened her and told her that her husband would pay for his engagement with the monarchists. My friend, a war verteran, with no record of political activities in or ouside Iran, doesn’t dare to go back to Iran, even though he has taken a new Iranian passport from the embassy. He is an inoccent guy in comparing with you. Yet he is afraid to go back. I also know that there are many Iranians who would like to go back, at least to visit their families and friends but don’t dare. I am really interested to know what kind of treatment is awaiting you there. So maybe you should think about hiring some people to monitor you over there.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۱ ب.ظ
یک خبر خوش.
من از بستگان قاضی مرتضوی هستم. ازش پرسیدم و گفت چون در داخل ایران مرتکب هیچ کار خلافی نشدی، مشکلی نداری. به هر حال اگر سوالی داشتی حتما به من یک ای میل بزن.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۵ ب.ظ
• پاسخ به غلامحسین خان بابا: خیلی ممنون. ولی من نه میخواهم از قانون فرار کنم و نه دنبال تضمین گرفتن از کسی هستم. ولی میدانم هرکس زندگی این چند سالهی مرا دنبال کرده باشد میداند که اهل دروغ و ریا نیستم و هر چه هستیم همین است که میبینید.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۸ ب.ظ
• پاسخ به Davoud: دوست من. لزومی به این کار نیست و من هم دنبال جنجال درست کردن و آتش تازه آوردن به معرکه نیستم. بزودی اعلام میکنم که دوست ندارم کسی به زبانی جر فارسی چیزی دربارهی من منتشر کند، فارغ از این که هر اتفاقی که بیفتد. این چیزی است که خودم همیشه از همه انتضار داشتهام که مشکلات داخلی را جهانی و چماقی ضد مردمو کشور خودشان نکنند و خودم هم به همین اصل پابرجا خواهم ماند.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۲ ب.ظ
Nobody would miss you where you are today and nobody would object where you go tomorrow.
I think nobody would care about you as mush as you imagine.
You remind me of Makhmalbaf’s TAVAHOM.
Have fun.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۱۰ ق.ظ
• پاسخ به Amir Peivandi: So why would you then bother to leave a comment?
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۲ ق.ظ
حسین خان در این که می گرینت و یا به وزارت اطلاعات برای پاسخ به بعضی پرسش ها دعوتت می کنن که شک نکن ، مهم ترین دلیل اون نه توهین هایی است که به رهبر کرده ای ، نه بد و بیراه هایی هست که چندین سال قبل به نظام دادی ، بلکه مهمترین علت بازداشت یا احضار تو سفرت به اسرائیل هست ، هر چه قدر هم وزارت اطلاعات خوش بین باشه ، این احتمال را خواهد داد که تو جاسوس اسرائیل باشی ، و به نظر من هم حق داره این جوری در مورد تو فکر کنه ، البته من فکر نمی کنم که تو جاسوس اسرائیل باشی ولی هر سرویس امنیتی هر کشوری ، اگه شهروندش به کشور دشمن سفر کرده باشه ، طبیعی هست که فکر کنه جاسوس اون کشور ، به هر حال تا اینجاش کاملا حق با وزرات اطلاعات هست
دوم ، با وجود همه توهین هایی که در سالهای قبل به نظام و رهبر و قوه قضاییه کردی که نمونه هاش فت و فراوون توی ارشیو دات ا ار جی موجود هست ، و با وجود اینکه مطمئن هستم که می گیرنت و یا احضارت می کنن ، باید به ایران برگردی ، باید برگردی و وضعیت اقتصادی رو ببینی ، قبول دارم احمدی نژاد خوب توی روی اسرائیل و امریکا ایستاده ولی شک نکن که وضعیت اقتصادی مملکت را بسیار خراب کرده
سوم ، اینکه بازداشت و یا احضارت چه قدر طول بکشه بستگی به چند چیز داره ، یکی اینکه چه قدر صادق باشی ، یکی که قبول کنی چندین سال قبل اشتباه می کردی و اگه فحش و بد و بیراه و حرفهای رکیک به سردمداران نظام دادی از روی یک جهان بینی دیگه بوده و الان یه جهان بینی دیگه داری ، لازم نیست بگی پشیمون هستی ، بگو فرق کردم ، بگو دنیا را گشتم و فهمیدم امریکا و غرب اون چیزی که فکر می کردم نبود ، به خودم و به فرهنگ و استقلال شرقی خودم باز گشتم ، فقط امیدوارم سرویس های امنیتی ایران توی این چند سال مخصوصا توی اسرائیل چیز ضایعی ازت پیدا نکرده باشه ، و سوتی نداده باشی
در کل فکر نمی کنم که خیلی اذیتت کنند ولی مطمئن باش که می گیرنت
یکی از دلایلم که احتمالا زیاد اذیتت نمی کنند اینه که کیهان جدیدا خیلی بهت ارجاع می ده ، به هر حال از اینکه تخمات قد هندونه است حال می کنم ، کاش من هم تهران زندگی می کردم تا می دیدمت و با هم به حومه تهران می رفتیم ، با هم می رفتیم ، تهران پارس ، نارمک ، جاهای متوسط یا پایین ، می رفتیم نازی اباد ، خانی اباد ، اسلام شهر ، می رفتیم بین مردم ، می رفتیم توی بقالی ، تو صف شیر و نون و … ، از خود مردم در باره وضع اقتصادیشون سوال می کردیم ، اون وقت می فهمیدی که انتقاد هایی که از احمدنژاد می کنم به خاطر طرفداری از رفسنجانی نیست ، می فهمیدی بچه خر پول بالای شهر نیستم، همون بچه کارمند ساده ای هستم که همیشه ادعا می کردم ولی تو هی می گفتی نه
اگه اومدی شیراز خبر بده می خوام ببینمت ، البته به شرط اینکه جل نشی بیای خونه بابام شب بمونی ، خودم هم زیادی هستم چه برسه به تو
در کل نگران نباش زیاد اذیتت نمی کنن ، فکر می کنم وزارت اطلاعات به این نتیجه رسیده تو یه ادم خاص هستی با فکر خاص و رفتارهای خاص ، به این نتیجه رسیده که تو عوض شدی ، بعید می دونم بیش از یک ماه نگرت دارن
شایدم خدا را چه دیدی ، کس کلاس دمکراسی و آزادی اندیشه برات گذاشتن ، مثل بچه ادم پاسپورتت را مهر زدن ، مثل بچه ادم رفتی خونه تون ، ولی باز هم یه دعوت کوچولو ازت بکنن که در مورد سفرت به اسراییل توضیح بدی
راستی سعی نکن فحش دادن هات و کس شعر هایی که در مورد سردمداران نظام چندین سال قبل نوشتی پاکشون کنی یا بزنی زیرشون ، روی این موضوع مانور بده که عوض شدی ، اون یه حسین درخشان دیگه با افکار غرب پرستی و عشق امریکا بود ، الان این کسی که جلوتون نشسته ، یه حسین درخشان ضد امپریالیسم عشق وطن و احمدی نژاد و عشق خمینی هست
در ضمن اگه امدی یه قاچ از تخم های قد هندونه ات را بفرست برای دوستانت در بروکسل و لندن و … تا یاد بگیرن از خارج کشور نمی شه گهی خورد باید برگشت و حتی اگه مخالف هستند همین جا یه گهی بخورن
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۳ ق.ظ
• پاسخ به zabanbaste: مرسی. من هم همیشه گفتهام که طرز فکرم عوض شده و اطلاعاتم بیطرفتر و واقعیتر و قضاوتهام هم منصفانهتر و غیرحزبیتر. به امید دیدار.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۶ ق.ظ
همیشه دوستهام من رو متهم میکنند به خوشبینی با این حال فکر کنم گیت ورودی رو با اضطراب و عرق روی پیشانیات بگذرونی، یکی دو تا سوال درباره محتویات چمدونت و اینکه چهقدر جنس آوردهای میپرسند ازت، فرودگاه امامخمینی یه تاکسی زرد میگیری و میری خیابان دولت خونه پدرجان.
کاریات ندارند.
اگه توی ایران بخوای اکتیویست بشی یا همچه چیزی، شاید حراست یه سازمانی جایی که میری روی اعصابشون، بخوان بری ازت توضیح بشنوند.
اینروزها ایرانیهایی که به اروپا پناهنده شدهاند، با پاسپورت اروپاییشون میرن و میآن - ظاهرا عموما بدون دردسر.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۷ ق.ظ
عزیز جان، بستگی داره که به چه سرعتی با «پیام فضلی نژاد» عزیزت، یا برادر حسین عزیزت، به نتیجه برسی!
احتمالا کار زیادیت ندارن و از برگشتن آدمی مثل تو و ابراز ندامتت خیلی هم استقبال می کنند.
ضمن اینکه با نظریات کارشناسانه ات می توانند یک سری جدید از برنامه ی «هویت» را تولید کنند و از شما هم به عنوان شاهد زنده برای پرونده سازی برای دیگران استفاده کنند.
منتظر دیدنت در تلویزیون ایران هستم.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۲:۵۹ ق.ظ
Seems you would personally like to become a propagandist for the regime. I would say you have a good chance. Especially if Ahmadinejad stays in power.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۳:۰۳ ق.ظ
It seems you really don’t know what you have done to them. Hossein what you have done or said before is not just simple things my friend. Think twice before you ever try to go back. You not only broke the law over there but also you have made a mockery out of the most important things in Islam and Sariiat. You will be seen as another Salam Rashdi. Don’t think that, what you have wrote in the past few months can save you. Hossein they will make an example out of you for all those who have tried to use their pen to joke with the MoghadaSat . When you pick up a gun and shoot them you only heart a few people , but when you use your pen, then you heart the entire feeling of the regime. Hossein I told you before, you are now a “ Choobe Do Sar Gohee” you burnt all the bridges in the past as you thought you would never have to go back to Iran again. Now , no matter what you do they’ll make an example out of you. I don’t like you at all , but I don’t want to see you get killed either. You’ll go to Iran and there will be no news about you what-so-ever. You’ll disappear completely. That is what will happen to you. They don’t even acknowledge anything about you even going to Iran. You will be Vanished. They don’t kill you right-away they may you to pay first. I think you are smart enough to open your eyes. You have fucked around with wrong things and wrong people. YOU KNOW THEM BETTER.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۳:۰۷ ق.ظ
آها راستی یادم رفت بگم ! به جون حسین نباشه به جون خودم خیلی دوست دارم بتونی بیای و باهات کاری نداشته باشن ! چون میدونم الان تو مغزت چه تصوری از تهران و زندگی کردن توش داری ! شک ندارم حتی اگه باهات کاری نداشته باشن خودت حداکثر ۲-۳ ناه بعد از ورودت از ایران در میری ! شرایط داخلی ایران نسبت به ۴ سالی پیش که اینجا بودی با عنایات محمود جان احمدی نژاد بسی اسفناک است !
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۴:۲۹ ق.ظ
اومدی ایران یه صحبتهایی باهات میکنن . زیاد هم اذیتت نمیکنن. ولی حواست باشه که جمهوری اسلامی از تحلیل گر مستقل خوشش نمیاد. حتی اگه چپ و راست هی احمدی نژاد احمدی نژاد کنی باز هم میگن این آدم اومده تا با یه ملاک و معیاری ما ها رو بسنجه و هی زرت و زرت نظر پراکنی کنه. ببین اینجا برای اینکه کاری به کارت نداشته باشن باید کاری به کارشون نداشته باشی. دست رو هر جایی بزاری از همون جا یه بلایی سرت میارن. توی جمهوری اسلامی باید پسر خوبی باشی آسه بری آسه بیای. خبرنگار مستقل بودن هم سرش گرده. حتی اگه هی عکس خمینی رو بزنی در و دیوار اتاقت و بلاگت باز هم روت رو زیاد کنی یه کم می فهمی که اینجا جای گوزیدن نیست.
این چند وقت که اونجا بودی انقدر از این به قول خودت چشم آبی ها جفا دیدی که حالا یا از سر عقده یا از سر هر چیز دیگری عقایدت تغییر کرده. حتما باید برگردی ایران تا بفهمی که آدمی مثل تو نه در غربت دلش شاد و نه رویی در وطن دارد.
اطمینان دارم که اومدنت به ایران و یک سال زندگی دوباره در ایران دیدت رو خیلی پخته تر و بهتر میکنه و دیگه اسم حسن و حسین رو تو بوغ و کرنا نمیکنی و میری میشینی مثل یه دانشجوی خوب مطالعه میکنی و تا وقتی که چیزی رو درست یاد نگرفتی افاضه کلام و اطاله اوقات نمیکنی.
پس برگرد. شاید ازت یه چیزی در اومد آخرش
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۵:۲۶ ق.ظ
they will send you to usa as new ir. embessador.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۱۹ ق.ظ
چون اون موقعی که تو بخوای بیایی احمدی نژاد دیگه رییس نیست واوضاع کاملا ورچپه شده ، همون پای طیاره میریزن دستگیرت میکنن بعد خبرشو تو اخبار ۲۰:۳۰ اعلام میکنن البته دم نقد همونجا یک پرونده فساد اخلاقی هم برات درست میکنند که اول آبروتو ببرن و بعد ۶ سالی توی حبس نگهت دارن، احتمالا توی بند مخصوص هواداران احمدی نژاد و رحیم مشایی تا پرونده ات اونقدر با اقسام اتهام و شکایت دم کلفتهای مملکت سنگین بشه -از طرفداری عمال صهیونیسم بگیر تا تهمت زدن به رئیس مجلس خبرگان ونوچه هایش و توهین به اصناف شریف - که بشه اعدامت کرد تا دیگه کسی جرات نکنه.. کلا میدونم خودت هم از آخرش مطمئن نیستی و دلشوره داری ولی من که با این وضع اصلا عاقبت خوشی رو نمی بینم برات.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۳۶ ق.ظ
نمی دونم اول می … بعد می کشنت یا اول می کشنت بعد می …! البته می دونم اگه هر دو بار بک….. بیشتر خوشت میاد!
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۳۷ ق.ظ
یک نکته دیگر: اگه بابت سفر به اسرائیل نگرانی فکر نکنم ازنظر دستگاه امنیت ایران موضوع مهمی باشه. رفتن یا نرفتن به اسرائیل مسئله این نیست.دلیل جاسوس بودن با نبودن نیست. مسئله این است که اینا از برخورد با تو -هر جور که باشه- چه سودی میبرن و چه ضرری میکنن.فکر کن که توی معادلات قدرت کدوم طرف هستی.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۶ ق.ظ
سلام. به نظر من با شما هیچ کاری نخواهند کرد. اگر جرمی مرتکب شده اید جرمی نبوده که دهها هزار نفر همانرا نکرده باشند. در ضمن شما اخیرا موضعتان در دفاع از نظام بوده و حرفی نزده اید که در روزنانه های ایران زده نشود (گذشته از برخی الفاظ ممنوع که در محاوره خیلی ها ازشان استفاده میکنند). طرفداری بی حد و مرز شما از آقای احمدی نژاد هم ضرری نداشته است.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۴ ق.ظ
سلام
دو تا احتمال هست یا همه احزاب و گروهها و دولت بهت خیلی گیر می دهند و پدرت را در میارند
یا اصلا هیچکی باهات کار نداره ولی در مواقع لزوم ازت به نفع خودشون استفاده می کنند.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۸ ق.ظ
جواب سوالت اینه که تو هر چی سر و صدا در بیاری بد تره. ساکت برو! تاریخ اعلام کردن هم بسیار کار بدی هست برای تو! یعنی دعوت درد سر! ولی گیر بهت میدن! چون دشمن برای خودت تراشیدی و براشون هم راحته بهت تو اون سیستم گیر بدن! چون سابقه و نوشته های همین دو سال قبلت و سفرهات و کارهات هزار تا آتو میده به کسی که بخواد دهنت رو سرویس کنه! اسراییل رفتنت مثلا صد در صد حبس داره و زیر سیبیلی رد نمیکنند چون حتما اونهایی که دشمنشون کردی (مثل رفسنجانی و امثالهم که هنوز خیلی نفوذ تو ایران دارند) ازش پیراهن عثمان درست میکنند! و برای حال گیری ات این دشمنانت از حرفهای گذشته خودت استفاده میکنند! تو این سایت بچه قلهک رو هم راه انداختی که کم کم بلاگ قبلی ات رو ماست مالی کنی و از توجه خارجش کنی! ولی بدون اونایی که میخوان گیر بهت بدن قبلا همه پست هایی که توش به ریش مردم ر…ی حفظ کردن و میذارن جلوی مرتضوی و شاهرودی!
من که میگم فعلا نرو. مگر اینکه از جاهای بالا اطمینان بهت بدن! که فکر میکنم اون اطمینان رو بهت دادن و اینا فیلمته مثل همه کار هات !
And sinvce you keep asking your critics “why do you spend time reading my stuff” I would tell you my answer is because you are so damn entertaining; kind of like a clown. Honestly! Your occasional honesty (to a fault) mixed with your games, makes you fun to read! Keep it up!
But be careful!
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۵۳ ق.ظ
حضرت آقای وکیل دادگستر عرض کنم خدمتتون که طبق بند ۱ ماده ۳ قانون وصول “در هر موردی که در قوانین حداکثر مجازات کمتر از ۹۱ روز حبس و… باشداز این پس به جای حبس یا مجازات تعزیری حکم به جزای نقدی …صادر میشود”
اولا ۹۹ روز اشکال تایپی بود ثانیا در هیچ جای قاون به جرم موثر اشاره ای نشده ثالثا “مجازاتی که حداقل آن ۹۰ روز تعیین شده” که شما فرمودید به استناد بند اشاره شده اشتباه میباشد
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ
آقا دوست داری فحش بخوریا. چی کار داری؟ مطلبت رو بنویس، حرفت رو بزن، دیگه چرا اطلاعیه میدی فحشت بدن؟
در مورد سؤال هم به نظرم با مقادیری بازداشت و بازجویی سر و ته قضیه هم میاد. بالاخره آدم که نکشتی. ولی با توجه به سوابقت هرگز چهرهی مورد اعتمادی نمیشی. از اونهایی که ببرندش تو تلویزیون و یه برنامهای بدن دستش. ولی فکر می کنم وقتی وارد ایران بشی اصلاح طلب ها با تو و تو با اصلاح طلب هم مهربون تر میشید.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۹ ق.ظ
همان کاری که با همزاد حرامزاده ات، پیام فضلی نژاد کردند. درهای موسسه کیهان به رویت باز است دوست عزیز!
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ
Hossein.
You need to elaborate your position in reference to “Velayate Faghih”
You are escaping answering this question
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۹ ق.ظ
• پاسخ به ناشناس: شما دارین راجع به کدوم کشور حرف میزنین؟ ایران رو اشتباه گرفتین فکر کنم با عربستان سعودی. ایران از این خبرها که میگی نیست آقا جان و حالا وقتی رفتم خواهی دید.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ
• پاسخ به آرش: نه آیا جان. اینجوریها هم نیست. الان نگاه کنی مثلا احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز رو مثلا. کسی با اینها کاری داره و اذیتشون میکنه؟ هر چی هم میخوان میگن و مینویسن و پولش رو هم میگیرن و مخالفت هم میکنن و مستقل هم هستن.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ
• پاسخ به بهنام بهمنش: طرفداری من از احمدینژاد اگه بی حد و مرز بود اینقدر به کردان گیر نمیدادم. کردان باید استعفا بده.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۵ ق.ظ
• پاسخ به D.D.: دوست من. به زودی خواهی دید که تمام تصوراتت غلط هستند.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۹ ق.ظ
• پاسخ به سرگرد: من نمیخوام کار خاصی بکنم که اعتماد لازم داشته باشه. در ضمن، اصلاحطلب منظورته یا رفورمیست؟ مگه از رفورمیستها چیزی هم باقی مونده؟
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ
• پاسخ به امیر: جالا چرا به اون بدخبت فحش میدی. فضلینژاد خودشه، منم خودمم. تو انگار اگه نتونی برای آدمها جعبه درست کنی و بریزیشون اون تو شبها خوابت نمیبره.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۵ ق.ظ
اول با گل و شیرینی ازت پذیرایی می کنند تا رآفت اسلامی را به جهانیان نشان دهند بعد که مدتی گذشت و همرنگ بقیه شدی جنازه ات را در یکی از خیابانهای تهران پیدا می کنیم البته با چند بطری مشروب خالی.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۸ ق.ظ
• پاسخ به ناشناس: شما نوریزاده و و جیمزباند رو قاطی کردی انگارها.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ
آدم باهوشی هستی… عکس العمل مردم سنجش میکنی
نترس کاری باتو ندارند / تو از قبل تو خیابان خواجه عبدالله انصاری توجیه شدی.. رفتارت کاملا کانالیزه شده است …تو وظیفه ات رو خوب انجام دادی مثل خیلیهای دیگه / بعد از مدتی پرس و جو میری تو موسسه ایی ..جایی مشغول به کار می شی و مینویسی و به قول خودت مستقل عمل میکنی / ولی هرگز ننگ خیانت / پشت هم اندازی / و حمایت از رژیم رو از خودت نمیتونی پاک کنی چون پاک شدنی نیست بابات هم که آشنا زیاد داره / نگران نباش /
امیدوارم یک روز رگ غیرتت متورم بشه/ بشی / رذالت ها رو بذاری کنار … دوسره بازی نکنی…
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۳ ب.ظ
• پاسخ به حامد: من به کی خیانت کردم اگه ممکنه بگی ممنون میشم. اتفاقا رگ غیرت من متورم شد که ول کردم اون مزخرفات اپوزیسیونی رو و دارم برمیگردم که در کنار مردمم بایستم.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۰ ب.ظ
Don’t worry. They have become much more sophisticated than this. You will be absolutely fine.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ
سلام دو گروه برای حضور در ایران مشکل دارند
۱- فردی که قتلی مرتکب شده و خونی به گردنش هست
۲- اقدام خاصی علیه امنیت ملی کشور مرتکب شده باشد
گروه اول باید رضایت اولیاء ذم را بگیرند
گروه دوم هم خودشان جرات حضور ندارند
فکر میکنم هیچ کدام شامل حال تو نمی شود پس هودر جان با خیال راحت بیا
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۲:۰۴ ب.ظ
hardly fucked - you can translate it both ways
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۲:۰۷ ب.ظ
با توجه به رفتار اخیرت ، احتمالا یه پستی ، مقامی چیزی بهت میدن . . .
احتمالا یه پیکان هم بهت بدن . . .
خیلی نگران نباش!!!
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۱ ب.ظ
با توجه به گه خوردن نامه ای که نوشته ای و اثبات حرومزادگی و بی شرفی و خایه مالی که کرده ای و البته و پول و… هیچ کاری باهات ندارند.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۰ ب.ظ
I also spend time watching youtube videos about stupid people and funny pranks and sometimes I even leave a message, that wouldn’t mean I care about them that just means I value my time and I hope to make a difference.
How interesting is to see you don’t even get this simple point. writting a comment for someone wouldn’t mean you care about them! It means you vlaue your time.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۰ ب.ظ
I do not know. But I know Idiots like “Nima” who answered you in such language obviously just show their hate and true intellect to the rest of us. …”
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۰ ب.ظ
• پاسخ به Amir Peivandi: How about now that you’re spending even more time to prove yourself?
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۴ ب.ظ
لطفا برای خودتان کارت تبریک ارسال نکنید. اول ببین تو ایران اصلا ۱۰۰ نفر هم تورا می شناسند بعد نگران بشو. مثلا خیال کردی الان نیروی انتظامی از ترس تو اماده باش قرمز زده؟ ببین کسی تو را ایرانی قبول داره؟ بعدنش بگو “مردمم”طفلی !! رییس کل تمام عوضی ها یعنی بوش به اندازه یه موش تو ایران ارزش فکر کردن نداره چه برسه به چند گیج و بچه ننه ی قبلا معترض بعدا پشیمان. چه کسی به این بچه ننه های عوضی اجازه داده به مردم شریف ایران بگن ” مردمم” لطفا رژیم غذایی غذایی نان را اضافه نکنین( معناش حالیت میشه؟) گیرم چهار تا عوضی تر تو اینترنت برات هورا بکشن باور نکن. مردم ایران اینقدر بزرگوارن که حتی از تف انداختن به عوضیا خودداری میکنن
چه بیای ایران چه اونجا تو لجن غرب بژوسی کسی نگران نمیشه. بدبخت های بددهنی مثل تو وامثال تو از هر قبیله و فکری که باشین فقط بیماری خود *وز بینی دارین لطفا با واقعیت خودتان یعنی خود چ س بینی بیشتر آشتی کنین. شب به خیر
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۲۰ ب.ظ
سلام. چرا نمی ری به سفارت ایران در همون کشوری که هستی و درباره اومدنت بپرسی. اگه اشتباه نکنم یه بار اومدی ، مگه اتفاقی افتاد؟ من یکی از دوستام که خدابیامرزدش بعد از ۱۰-۱۲ سال اقامت در سوئد به ایران اومد و جون در یه سازمان دولتی نظامی کارکرده بود و غیرقانونی کشور رو ترک کرده بود ۲-۳ ماهی حبس بود بعد ازاد شد و بارها و باره اومد و رفت. بنده خدا در سوئد سکته مرد.درهر حال امیدوارم اتفاق خاصی نیفته که همه ایرانی ها که مرتکب جنایتی نشده اند هر بار دلشون خواست برای دیدار وطن و فامیلها بیان و برن. سی یو سون. علیم
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۸ ب.ظ
Funny guy, I don’t need to prove myself, for sure don’t need to prove myself to you (don’t get me wrong and don’t see this as an insult or attack, just don’t have a reason to care what you think about me)
We are having a conversation as I might have one with a stranger on the street.
Don’t mix up things and don’t get confused, this is a civilized conversation between two people, what my original point was is that you think Iranian government cares about where you are or lots of other people as well.
I’m just giving you my very honest point of view, used to like you and respect you , still respect you but I think you’ve gone a very wrong path specially in last two years and I don’t read your writing as honest, I read most of them as act of dispersion.
Let me give you an example, you used to love US until you were denied entry to that country, you used to be pro reformist until you got rejected by them and mush more. So I see a very personal and financial driven motivation behind your actions and you change your views way too easy and way too often so I personally won’t value them. I won’t value your views but still I value you as a bloger and an Iranian and I don’t think you should be silenced and that’s why I communicate with you.
Good luck.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۶ ب.ظ
• پاسخ به Amoo: بهرحال خیلی ممنونم ه وقت گذاشتی و نظرت را نوشتی.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۷ ب.ظ
• پاسخ به Amir Peivandi: Thank you for your interest, for whatever reason that is.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۱۰ ب.ظ
عامووووو خیلی تند میری بابا پیاده شو با هم بریم - هودر احترمتو نگه میداره دلیل نمیشه بقیه هم نگه دارن - حواست باشه وقتی راجع به بقیه کامنت نویسا حرف میزنی - عوضی تر از بقیه
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۸ ب.ظ
I think you’ll be well suited for the intelligence ministry’s torture or execuation office.
You put ridiculous links with your obssessive name dropping (a common feature of shallow people like yourslef) to justify the hedious crimes.
You admire Khomeini who presided over his own countrymens mass execution and torture all brutal regimes (communitst included) had the likes of you who used to oppose them and suddenly change in charge of torture.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ
باحضرتعالی معلومست کاری نمی کنند مگرکشتن یکی دو تا َبرّه به میمنت ورود حضرتعالی به عنوان مأمور موظف و به دلیل انجام وظایف محوله به نحو احسن.
ولی شما هم که َبچه نیستید. شما ِبچه اید، این را شما می دانید و ما، آنها که نمی دانند! پس بی خیّال.
شما “کارِِِ ِ” خودت بکن و آدم بفرو…و…. کون لق ِ ِ… اتفاقا، جالبی ِ حضرتعالی، در همین کُس مشنگیهاست آقا…
فقط یادتان باشه،اگه رسیدی به دستبوسی احمدی نژاد و دوستانتان، و دیدی آنها،دیگر کاره ای نبودند ویا … توی ذوقت نخورَد با این تنِ حساسی که، ماشاالله تو داری و… و…خلاصه دردت نگیره از چماقی که…
چه؟
نه زیّاد نگران نباش، بعد از اون آخ تو… وای بمیرم…،نه! یادشان نمی رود، یادشان نرفته، رفقای دیده و نادیده ات ،خدمات حضرتعالی به جمهموری اسلامی و ولایت فقیه را.
پس نگران نباش فقط گمشو!آنجا قدر می یابی اگر، راستی راستی، اُبنه ی فحش شنیدن نداری. توی آن مملکت” آدمفروش” قدر و منزلت دارد. شما که بهترمی دانید پس لطفا، خبر کنیدخبرگذاریها و عکاسانشان را برای ورود خودتان. بخصوص بااینهمه و آنهمه فعالیِتهای مشعشعانه ی شما در خارج ازکشور حیف ست” رسانه” ها بی نصیب بمانند از لحظه ی ورود حضرتعالی به خاک میهن اسلامی ـ بعد از این همه سال وپس از تحمل ِ اینهمه آلام و رنج و…در خارج از کشور. راستی چه حیف که ماقدریک استادی مقل شما را ندانستیم. حیف.
امّاآقا!یه سوال؟ این راسته که می گویند، ” مال بَد،بیخ ریش ِ صاحبش” ؟
و، اینکه… دالانگ دولونگ و.. دالانگ دو لونگ و سرود …و … و، که چه؟ یک آدمف… وارد می شودو…
راستی راستی کی من، ما و شما از رو می رویم؟ آیا”فانتا” بایدبروَد تا ته؟
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۰ ق.ظ
mohem nist جان:
ایشون بعد از چندماه زندگی کردن در ایران از ایران بیرون نمیزنه و پشیمون نمیشه. بابا جان بازاری اش همچین خرج و مخارج شازده پسرش رو تامین کنه که حال کنه.
تو همون دوره خاتمی ایشون کار کرد و بچه معروف شد و ایران هم اومد، حالا بهش کس شعر میگه و از اون مرتیکه مشنگ، احمدی نژاد -که سرش به کونش میگه گه بخور- طرفداری می کنه.
عقیده اش عوض شده خب باشه. ولی من حیرانم اون کله چه کله ایه که با این هم گه کاری هنوز از احمدی نژاد حمایت می کنه.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۳:۲۸ ق.ظ
فکر نمی کنم اتفاقی برات بیفته. یعنی مطمئنم که هر کاری کردی تو این مدت که به نظر خیلی عجیب و ناخوشایند برای دولت به نظر می اومده با هماهنگی از قبل بوده و فکر همه جاش رو کرده بودی. حاج آقا درخشان و البته هم حزبی های محترمشون (موتلفه ای های) بیشتر از این حرفا هم گردن اسلام و انقلاب حق دارن و هم رو. هیچ اتفاقی نمی افته حاج آقا جون به شازده اش که برای تقویت ریشه های انقلاب به اسراییل سفر کرده افتخار می کنه … مگه شازده فلاحیان تو خیابون زد یکی رو کشت اتفاقی افتاد؟ مگه بسر محسن رضایی رفت آمریکا و بلبل زبونی کرد و الان تهران آستین مارتین سواره براش اتفاقی افتاد؟ تو هم از همون جنسی. خیالت راحت باشه
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۶:۲۵ ب.ظ
بازگشتت به ایران یعنی میخ طویله ای که بزنی به تابوتت که چند ساله داری با خودت حملش میکنی. موفق باشی.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۶:۳۹ ب.ظ
یاشیخ یاتوراکنند.یاتوراکوشند.اگرتوراکوشند.که خدایت بیامرزد.واگرتوراکنند.سالهاخواهی زیست.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ @ ۸:۴۳ ب.ظ
هر چقدر وطن فروشی و آدم فروشی کنی و واسشون ساک بزنی مغلومه که کارت ندارن. فقط بپا دوباره به سرت نزنه و از اوون وری بیفتی چون تا دسته توی کونت می کنن
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۳۸ ق.ظ
I don’t even give a piece of shit to what might happen for you. you are a tiny mosquito that should have been kicked out of Canada many times ago.
You are slave of Iranian regime. You have been commanded to be in west to analyze media and survey their writer’s thoughts.
For sure, nobody won’t do anything with you. very soon, you will at least be a minister’s adviser after sucking their dicks…
By the way, Hamed, # 82, is completely right….
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۴۱ ق.ظ
نون به نرخ روز خور که میگن خود تویی!!!!!
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۴۳ ق.ظ
جاسوس کوچولوی از رده خارج!!؟؟؟
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۷:۴۵ ق.ظ
Nothing, You would walk out of the Mehrabad like nothing ever happened! and really, did anything happened!? If you would had opened you mouth in Iran, THAT would have been a different story.
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۱ ق.ظ
شمو که کاکو ماشااله ماشاالله بجز مالش آلت سران رژیم کاری نکرده ای که کاکو! یقینا اگر بخواهند برایت دردسری هم درست کنند یک پست وزارت و یا معاون وزیر می دهند به تو. حالا که ماشاالله ماشاالله دکتر هم شدی(!!!) حداقل از دم در آکسفور که رد شدی نشدی!؟
خوب فکرش رو بکن، کردان از دم در آکسفورد هم رد نشده بود بهش دکترا دادن و پست وزارت، تو بیچاره که حداقل از دم در آکسفورد رد شدی که!
نگران نباش من خودم سفارشت رو به برو بچههای سید علی میکنم!!
تازه مطمئن باش پاپا جان حتما زمینه ورود شما را فراهم کرده، پس بی خیال!
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۰۴ ق.ظ
اینجا حداقل یک چیز هست و اون هم اینه که آدم های از نظر روانی سالم رو مجازات میکنند، بنابراین گمان نمیکنم برای شما کوچکترین مجازاتی در نظر گرفته بشه. البته باید به پزشکی قانونی ثابت بشه که فکر میکنم توی این زمینه اصلا مشکلی نداشته باشید.
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۴:۴۳ ب.ظ
یا می کشن یا میکنن!
هرجور میلته حالا.
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ @ ۵:۵۴ ب.ظ
فکر نمی کنم اتفاقی برات بیفته. یعنی مطمئنم که هر کاری کردی تو این مدت که به نظر خیلی عجیب و ناخوشایند برای دولت به نظر می اومده با هماهنگی از قبل بوده و فکر همه جاش رو کرده بودی. حاج آقا درخشان و البته هم حزبی های محترمشون (موتلفه ای های) بیشتر از این حرفا هم گردن اسلام و انقلاب حق دارن و هم رو. هیچ اتفاقی نمی افته حاج آقا جون به شازده اش که برای تقویت ریشه های انقلاب به اسراییل سفر کرده افتخار می کنه … مگه شازده فلاحیان تو خیابون زد یکی رو کشت اتفاقی افتاد؟ مگه بسر محسن رضایی رفت آمریکا و بلبل زبونی
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۵:۵۴ ق.ظ
why dont you ask them? all, it takes for you to pick up the phone and get hold on Iranian ambassador in the country, you are living now.one better idead would be, to send your family to forgien minstry in “topkhoneh” squre ,south Tehran. they could get an answer from some high ranking officials. Whatever they tell you(make sure the guy is an ambassador or higher) , you can count on it. the chances are, you would get no answer, but very slim. one way or another, if they see, you really want to go home, they will tell you, what is waiting for you beforehand. Good luck
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۱ ق.ظ
دقیقا همان اتفاقی می افتد که شما در نظر داری… “جلب توجه”.
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۲:۱۰ ب.ظ
اصولاً اتفاقی برای تو نمیوفته! فقط به طور جدی یک سر مقاله در کیهان برات چاپ میشه که رفعت اسلامی جمهوری اسلامی چقدر زیاده که یکی از معاندین رو که توبه کرده رو بخشید! آهااا در ضمن در ۲۰:۳۰ و شبکه خبر هم باهات مصاحبه میشه که بگی لابی اسرائیل چه ها که نمیکنه!
بعدش تو نسبتاً معروف خواهی شد در بین افرادی که وبلاگ باز نیستن.
بعدش احمدی نژاد تو رو میکنه وب مستر سایت مهدویت تا براشون محتوای بدون مرکز:)) تولید کنی(از این $$%# شعر هایی که یه زمان میگفتی)
اممم ، فکر کنم حق التدریس هم بگذارن تو دانشگاه درس بدی. البته خیالت از دانشگاه آزاد راحت ولی اگر تلاش کنی تو دانشگاه تهران هم میتونی حق التدریس درس بدی.
خلاصه نیازی نیست بیای کامنت تولید کنی که حسین درخشان عددی نیست و از این حرفهاا تا مثلاً جرمت کم بشه. تابلوئه که اینا رو میگذاری تا بگی من عددی نیستم.
یادمه تو حادثه کوی دانشگاه نه نه ی یکی از دانشجو ها میگفت پسر من بی گناه بود! به خدا از جلو دانشگاه داشته رد میشده و گرفتنش. حالا تیریپ تو هم بی شباهت به این نه نه ی دانشجو نیست.
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۶:۲۹ ب.ظ
احتمالا مورد عفو رهبری قرار بگیری. من مطمئنم اگر حقوقت پامال بشه، همین آدمایی که تو علیه شون مطلب مینوشتی ازت دفاع میکنن.
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ
• پاسخ به رزمین: هه هه. عمرا. اینها اگه می]واستن دفاعی بکنن موقعی که مهدی خلجی میخواست من رو از هستی ساقط کنه (و البته موفق نشد) یک کاری میکردند. ولی اینها همهشون اون موقع هم خفهخون گرفتند. بهرحال برای من اتفاق بدی نخواهد افتاد. حداکثر دادگاه و چند ماه زندان که برای همهاش هم آمادهآم.
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۲ ق.ظ
از تخم آویزونت می کنن. البته به شرط اینکه فقط زر زده باشی.
ماتحتتو جر می دن. البته اگه واقعا فقط زر زده باشی.
با خودت و فامیلت یه کارهایی می کنن که نمی تونم بگم. البته اگه فقط و فقط زر زده باشی.
اما وای به اون موقع که غیر از زر زدن کاری هم کرده باشی. مثل دردی و جنایت و اختلاص و تجاوز به عنف و … اونموقع حتما یا وزیرکشورت میکنن یا رئیس جمهور.
آبان ۸م, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۹ ق.ظ
شما جزء اقلیت وبلاگ نویس خارج نشین طرفدار احمدی نژاد هستی . و تو همین ایران هم جزئ اقلیت طرفدار شدید احمدی نژاد هستی پس این پرسش شما که ((با من چه کار خواهند کرد ؟)) خیلی بی ربط می باشد . شما باید می پرسیدید چه پاداشی در هنگام برگشت به ایران به من خواهند داد ؟